سومويي كه نميتوانست گنده شود

کتاب 151:
سومویی که نمیتوانست گنده شود
اریک امانوئل اشمیت
مهشید نونهالی
داستانهای فرانسوی
نیکو نشر (پخش از کتابسرای نیک)، چاپ اول، 1389
85 صفحه
در شناسنامه کتاب نوشته: "کتاب حاضر با عنوان سوموکاری که نمیتوانست تنومند شود، و با ترجمه پویا غفاری توسط نشر افراز منتشر شده است." خود من هم از شدت علاقه به اریک امانوئل اشمیت، یک نسخه دیگر این کتاب را خریدم بی آنکه متوجه شوم این همان کتاب است با ترجمه و چاپی متفاوت. کشتیگیری که چاق نمیشد ترجمه شهرزاد سلحشور، نشر باغ نو. البته این دو خرید 6 ماه فاصله داشت و چون من در آن شش ماه این کتاب را نخوانده بودم، متوجه این قضیه نشدم.
کتاب طوری شروع میشود که به شدت آدم را برای خواندنش جذب میکند:
اگرچه لاغر و دراز و تخت بودم، اما شومینتسو، هروقت از مقابلم رد میشد، با تعجب میگفت:
- تو وجودت یک گنده میبینم.
کفر آدم در میآمد! از رو به رو شبیه پوست خشکشده ماهی بودم که روی چوب کبریت کشیده باشند. از نیمرخ ... از نیمرخ نمیشد مرا دید، صرفا دوبعدی ساخته شده بودم، نه سه بعدی. عین طراحی، فاقد حجم بودم.
اینها سخنان یک نوجوان دستفروش لاغرمردنی است که یک مدیر مدرسه کشتی در گذر از محلی که او بساط کرده بوده، میبیندش و او را به دیدن یک مسابقه سومو دعوت میکند.
تودههای پیه دویست کیلویی شینیون به سر و تقریبا برهنه، با یک بندینک ابریشمی که به کفل میبندند و وسط یک صحن گرد دست و پا میزنند، خیلی ممنون! کافی نیست بهم دعوتنامه بدهی، تازه باید پول هم بدهی تا بروم آن گونیهای چربی را تماشا کنم که تو دک و پوز هم میزنند. پول زیادی باید بدهی. خیلی زیاد.
اما در نهایت پسر نوجوان از بیچارگی مجبور به رفتن به مدرسه شومینتسو میشود.
سبک کتاب را بسیار دوست دارم و حتی پایانش را بیشتر. نمیدانم شاید خیلی آدم سنتیای هستم. اما همیشه از داستانهایی که امید میپراکنند، لذت بردهام.
در سمت وارونه ابرها همیشه آسمانی هست.
هاراکیری: کلمه ژاپنی به معنی خودکشی به طرز خاص آنان.
+ اریک امانوئل اشمیت (7)
1) خرده جنایتهای زناشوهری
2) یک روز قشنگ بارانی
3) مهمانسرای دو دنیا
4) مهمان ناخوانده
5) عشقلرزه
6) زمانی که یک اثر هنری بودم
7) سومویی که نمیتوانست گنده شود


من روناك ياريان هستم. متولد 25/تير/61. چند ساليه از كتابهايي كه ميخونم پراكنده مي نويسم. يه روز تصميم گرفتم اينجا بنويسم تا كساني كه دوست دارند هم بخونند. از روي دست خانم مرضيه برومند يه تقلب هم كردم. هر مطلب، به اسم يه كتابه.