كتاب ۸:

"كيميا خاتون" نوشته‏ي "سعيده قدس"

كتابي از شبستان مولانا! قصه زندگي دنيايي جلال‏الدين رومي. به نظرم براي همه جالبه كه بدونن عرفا و بزرگان هر كدوم با مسايل دنيا چطور برخوردي داشتند. اين كتاب كه حاصل تحقيقات خانم قدس است، به صورت يك رمان زيبا و دلنشين از زبان دختر همسر مولانا، همون كيميا خاتون نوشته شده. اين جوري بگم مولانا خودش دو تا پسر داره كه همسرش مي‏ميره، بعد با يه خانومي ازدواج مي‏كنه كه اون هم همسرش فوت كرده و يه دختر داره و يك پسر. از يه جاي داستان هم سر و كله‏ي شمس پيدا مي‏شه و تمام زندگي اونها رو بهم مي‏ريزه. پس تو اين كتاب دنبال مفاهيم عرفاني نباشيد!

من كه بعد از خوندن اين كتاب كلي نظرم راجع به شمس و مولانا عوض شد. نظر شما چيه؟