پزشك نازنين

 

 

 

 

کتاب 133:

پزشک نازنین The good doctor

(براساس داستان‏های کوتاه چخوف)

نیل سایمون

آهو خردمند

نمایشنامه آمریکایی

نشر نی، چاپ اول، 1387

98 صفحه

 

 

 

 

از سری نمایشنامه‏های دور تا دور دنیا زیر نظر تینوش نظم‏جو، شماره‏ی 16، چاپ نشر نی.

اول کتاب یک پیشگفتار یک صفحه ای هست که با خوندنش حالت گرفته می‏شه و کل انگیزه‏ت رو برای خوندن از دست می‏دی. پیشگفتار امضا نداره اما به نظر می‏رسه نوشته آقای تینوش نظم‏جو باشه.

™      برای انتشار این نمایشنامه مدت‏ها درنگ کردیم و از آن‏جایی که چاپ متن نیل سایمون ممکن نبود، حتی تصمیم داشتیم از آن صرفنظر کنیم اما با توافق مترجم، خانم آهو خردمند و از آن‏جایی که نمایشنامه براساس داستان‏های کوتاه نوشته شده و دارای چنیدین صحنه کوتاه است که نبودن برخی از آن‏ها لطمه زیادی به نمایشنامه نمی‏زنند، به این نتیجه رسیدیم که بودن این کتاب به هر حال بهتر از نبودنش است.

به نظرم این دغدغه‏ای‏ست که همه‏ی نویسنده‏ها و مترجم‏ها و فیلمسازها و موسیقی‏دان‏هایی که جلوتر از زمان خودشون هستند و کارهاشون محکوم به سانسور است، دارند. بالاخره کار منتشر بشه با سانسور یا اصلا منتشر نشه!!! من اولیش رو ترجیح می‏دم.

و اما در مورد کتاب. نمایشنامه قشنگیه. دوستش داشتم. در دو پرده که هر کدام 4 صحنه دارند. در تمام این صحنه‏ها نویسنده به نحوی حضور داره. یه جورایی انگار داره مخاطب‏هاش رو آزمایش می‏کنه که ببینه از چه موضوعی خوششون می‏یاد و یا چه پایانی رو برای هر داستان می‏پسندند.

از پرده اول، صحنه چهارم: جراحی

™      ... همه می‏دونستن دندانپزشک شهر، امشب عروسی دخترشه و دستیارش رو که دانشجوی علاقه‏مندی به دندانپزشکی‏ست جای خودش در مطب گذاشته. طفلک خادم کلیسا. اون تنها کسی بود که خبر نداشت....

دکتر: عالیه، حالا خواهش می‏کنم دهن‏تون رو باز کنین که من معاینه کنم.

(خادم لب‏هایش سخت به هم بسته است)

باز. باز. دهن‏تون رو باز کنین. خواهش می‏کنم.

(خادم دسته‏های صندلی را چنگ می‏زند ولی نمی‏خواهد دهانش را باز کند.)

دکتر: خادم عزیز، با تمام بی‏تجربگیم این رو می‏دونم که اول شما باید دهن‏تون رو باز کنین. این اولین قانون در مورد معاینه دوندونه، خیلی مشکله که من از روی لپ‏تون دندون‏ها رو بکشم. حالا خواهش می‏کنم دهن‏تون رو باز کنین.

(خادم لب‏هایش را باز می‏کند اما هنوز دندان‏هایش را کلید کرده.)

دکتر: بهتون نگفتم لب‏هاتون رو باز کنین، باز، باز، من که نمی‏خوام دندون‏هاتون رو مسواک بزنم، می‏خوام اون‏ها رو معاینه کنم.

خادم: شما رو به خدا مواظب باشین، آروم.

دکتر: بهتون نگفتم لب‏هاتون رو باز کنین، باز، باز، من که نمی‏خوام دندون‏هاتون رو مسواک بزنم، می‏خوام اون‏ها رو معاینه کنم.

دکتر: من به شما قول دادم، ندادم؟

خادم: منم وقتی بچه بودم خیلی قول‏ها دادم ولی عمل نکردم.

دکتر: دهان باز کردن که درد نداره، الان فقط می‏خوام نگاه کنم. باید ببینم کجاست؟ کدوم دندونه؟ چه کار باید بکنم. حالا باز کنین.

(خادم لب‏هایش را باز می‏کند.)

            خوبه حالا بذارین ببینم.

(دکتر با دقت نگاه می‏کند و خادم از درد ناله می‏کند.)

            آها... بله اینجاست. این کوچولو اینجاست... پیدات کردم...آهان...

خادم: منم باهاش حرف نزن، نمی‏خواد باهاش دوست باشی. بکشش بیرون.

 

وای عاشق این تیکه‏شم که بهش می‏گه باهاش دوست نشو.

 

+ نیل سایمون (1)

1)      پزشک نازنین