زندگي‏هاي بسيار، استادان بسيار

 

 

کتاب 143:

زندگی‏های بسیار، استادان بسیار

دکتر برایان ال. وایس

زهره زاهدی

روانشناسی (تناسخ‏درمانی)

انتشارات جیحون، چاپ ششم، 1385

229 صفحه

 

 

 

 

 

 

اصلا یادم نمی‏یاد چرا خریدمش. چی شد؟ طبق عادتم که می‏نویسم کی و کجا خریدم، نوشتم 4 آبان 88 از انتشارات جیحون. اما حتی این هم کمکی نکرد که یادم بیاد. کتاب رو تو بهار خوندم. چند وقت بعد از خوندنش فارسی و.ا.ن، یه قسمتی از اُپرا رو نشون داد که مهمان ویژه برنامه همین آقای دکتر بودند. منظور خاصی از گفتن این موضوع نداشتم. شاید فقط می‏خواستم بگم کتاب خیلی به روز و جدیده.

 

{      هیچ توضیح علمی برای آنچه اتفاق افتاد ندارم. ذهن آدمی بسیار ورای ادراک ماست. شاید کاترین تحت تاثیر هیپنوتیزم توانسته بود روی آن قسمت از ناخودآگاه ذهن که خاطرات واقعی زندگی‏های گذشته را در خود ذخیره می‏کند، تمرکز کند. شاید هم در آن چیزی نفوذ کرده بود که روانکاو، کارل یونگ، آن را ناخودآگاه جمعی نامیده است، منبع انرژی‏ای که ما را احاطه کرده و حاوی خاطرات جمیع نسل بشر است.

یه جا خوندم یا شنیدم که هر بچه‏ای که به دنیا می‏آید از اونجایی زندگی رو شروع می‏کنه که پدر و مادرش هستند. یعنی تمام تجربیات در آدم به طور نسل به نسل منتقل می‏شه.

 

{      در طول هفته، جزوه‏ای مربوط به سیر تطبیقی مذاهب، که واحدش را در سال‏های اول و دوم دانشگاه کلمبیا انتخاب کرده بودن، مطالعه کردم. در این جزوه منابع بسیاری مربوط به بازگشت به جسم چه در عهد عتیق و چه در عهد جدید وجود داشت. در سال 325 بعد از میلاد کنستانتین کبیر، امپراطور روم، به همراه مادرش هلنا، این منابع موجود در عهد عتیق را حذف کردند. در دومین اجلاس کنسول‏ها در قسطنطنیه، در سال 553 بعد از میلاد، این عمل تایید شد و اعلام شد که مفهوم بازگشت به جسم کفر محسوب می‏شود. ظاهرا گمان می‏کردند این مفهوم باعث می‏شود انسان‏ها دریابند که برای رستگاری فرصت زیادی دارند و این از اقتدار رو به رشد کلیسا بکاهد.

 

{      هفت مرحله وجود دارد...هفت مرحله که پیش از بازگشت باید از آنها بگذرید. یکی از آنها مرحله انتقال است. در آن‏جا منتظر می‏مانید. در آن مرحله تعیین می‏شود که برای زندگی بعد چه‏چیز را با خود بیاورید. همه شما... یک نقطه‏ضعف غالی خواهید داشت. شاید طمع باشد، یا شهوت، اما هر چه که باشد، باید دین خود را به آن افراد بپردازید. بعد باید در آن زندگی بر این نقطه‏ضعف فائق شوید. باید یاد بگیرید که بر طمع فائق شوید. اگر یاد نگیرید، در بازگشت دوباره، باید این صفت را همانند صفات دیگر با خود به زندگی بعد بیاورید. بارش سنگین‏تر خواهد شد. با هر زندگی که بگذرانید و در طی آن دیون‏تان را نپردازید، زندگی بعد مشکل‏تر خواهد شد. اگر بپردازید، زندگی آسان‏تری نصیب‏تان خواهد شد. به این ترتیب خودتان زندگی‏ای را که خواهید داشت، انتخاب می‏کنید. در مرحله‏ی بعد مسؤول آن زندگی‏ای خواهید بود که انتخاب کرده‏اید. خودتان انتخاب می‏کنید.

 

{      ...در این راه توصیه‏های عملی بسیار وجود داشت. ارزش صبر و خویشتنداری، عقل در تعادل طبیعت، ریشه‏کن ساختن ترس، و خصوصا ترس از مرگ، ضرورت یادگیری درباره اعتماد و بخشش، اهمیت آن که بیاموزیم نباید درباره دیگران قضاوت کرد و نباید به زندگی کسی خاتمه داد. محاسبه و استفاده از قدرت الهام، و شاید بیش از همه، آگاهی بی‏تردید بر این که ما فناناپذیر هستیم. ما ورای زندگی و مرگ، ورای فضا و زمان هستیم. ما همان خدایانیم و آنها ما هستند.

 

این یکی رو بیشتر از هه می‏خوام به خودم بگم:

{       بفهم که هیچ‏کس از دیگری برتر نیست. آن را احساس کن. کمک کردن به دیگران را تمرین کن. ما همه در یک قایق پارو می‏زنیم. اگر همه با هم پاروها را نکشیم، به طرز وحشتناکی تنها خواهیم ماند.

 

{      لزومی ندارد که همه تحت درمان گذشته‏درمانی قرار بگیرند یا به دیدن پیشگو یا مدیومT بروند. آنها که علائم ناتوان‏کننده یا ناراحت‏کننده دارند باید گذشته‏درمانی شوند. برای بقیه، باز نگه داشتن ذهن، مهم‏ترین وظیفه است. بدانید که زندگی بیش از آن چیزی است که چشم می‏بیند. زندگی ورای حواس پنجگانه‏ی ما ادامه دارد. پذیرای دانش و تجربیات جدید باشید. «وظیفه‏ی ما یادگیری و خداگونه شدن از طریق دانش است

 T: منظورش کسی‏ست که واسطه در برقراری ارتباط با ارواح است

 

+ برایان ال. وایس (1)

1)      زندگی‏های بسیار، استادان بسیار


این کتاب در آدینه بوک