سه روايت از زندگي

کتاب 94:
سه روایت از زندگی
یاسمینا رضا
فرزانه سکوتی
نمایشنامه فرانسوی
نشر نی، چاپ اول، 1387
107 صفحه نمایشنامه و 15 صفحه دربارهی نویسنده
یاسمینا رضا نویسنده، نمایشنامهنویس و بازیگر فرانسوی است که (یکجا نوشته در سال 1959میلادی و یک جا 1357شمسی که خب بر هم منطبق نیست، اما 1959 درسته.) در پاریس به دنیا آمد. مادرش یک ویولونیست مجارستانی و پدرش یک دو رگهی ایرانی و روس بود که هر دو از رژیم شوروی سابق به روسیه گریختند. یاسمینا رضا فارغالتحصیل رشته تئاتر و جامعهشناسی از دانشگاه نانتر در حومهی پاریس است.
یاسمینا رضا در سال 2001نقش "اینس" را در اجرای فوانسوی نمایش "سه روایت از زندگی" بازی کرده است.
(این نمایشنامه به شماره 7 از مجموعه نمایشنامههایی است که نشر نی، زیر نظر تینوش نظمجو تحت عنوان دور تا دور دنیا به چاپ رسانده است. قبلا از این مجموعه کتاب 13، "مهمان ناخوانده" اریک امانوئل اشمیت رو معرفی کرده بودم.
دو زوج، شخصیتهای این نمایشنامه رو تشکیل میدن که البته یکیشون یه بچه داره. اما بچه فقط صداش توی نمایشنامه به گوش میرسه.
از اسم کتاب هم پیداست که یک ماجرا رو در سه حالت مختلف روایت میکنه.
نکته جالب اینجاست که وقتی روایت اول رو خوندم به نظرم خیلی سیاه اومد:
۞ غروب.
یک اتاق نشمین.
با انتزاعیترین شکل ممکن. نه دیواری، نه دری، فضایی باز.
مهم تصور کردن یک اتاق نشیمن است.
سونیا، ربدوشامبر به تن نشسته است. پروندهیی میخواند.
آنری وارد میشود.
وقتی روایت دوم رو شروع کردم...
۞ غروب.
همان اتاق نشمین.
سونیا، ربدوشامبر به تن نشسته است. پروندهیی میخواند.
آنری وارد میشود.
با لحنی مهربان.
برداشتم این بود که یاسمینا رضا داره سعی میکنه از یک فضای سیاه و روابط تیره به سمت خوبی و خوشی و سعادتمندی بره و قصد داره در یک اقدام سه مرحلهای همه رو به کمال برسونه و صلح و صفا رو در زندگی حاکم کنه.
اما اصلا این طور نبود. اتفاقی که رخ داد این بود که نشون داد همیشه یه پای قضیه میلنگه و هیچوقت یک ماجرا، یک فرد و یا یک اتفاق سیاه کامل و یا سفید کامل نیست. روایت اول که به نظر خیلی سیاه میاومد با خوندن دو روایت بعدی روشنیهاش رو نشون داد. روایت های بعد هم چون در همان ابتدا در مقایسه با اولی خوندن میشن هم خوبیهاش خودشون رو نشون میدن و هم بدیهاش.
هر سه روایت به قدر کافی واقعگرایانه است و نیروی خیر و شر در هر سه در حال نزاع تن به تن است و در هیچکدام پیروز مطلق وجود ندارد.
من روناك ياريان هستم. متولد 25/تير/61. چند ساليه از كتابهايي كه ميخونم پراكنده مي نويسم. يه روز تصميم گرفتم اينجا بنويسم تا كساني كه دوست دارند هم بخونند. از روي دست خانم مرضيه برومند يه تقلب هم كردم. هر مطلب، به اسم يه كتابه.