زنان بدون مردان

کتاب 120:
زنان بدون مردان
شهرنوش پارسیپور
داستان فارسی
نشر نقره، چاپ اول، 1368
140 صفحه
چیزی که باعث شد این کتاب رو بخرم فیلم شیرین نشاط بود که از روی این کتاب ساخته شده. البته من فیلم رو ندیدم. اما خب زمانی که جایزه گرفت حتی تلویزیون خودمون هم به خاطر سبز پوشیدن عوامل فیلم، مراسم رو نشون داد.
از سال چاپ کتاب واضحه که از دستفروشیهای انقلاب خریداری شده است!!!
در کل من آدم فمنیستی نیستم. من به برابری انسانها معتقدم و این که اگر خانومها به پایینتر بودن خودشون اعتقاد نداشته باشن نیازی هم به راه انداختن این جور چیزها نیست. برای این که بخوای فمنیست بشی اول باید قبول کنی که زن جنس دومه و حالا بخوای تلاش کنی که نباشه. من به اصل اولش اعتقاد ندارم.
نمیشه گفت کتاب فمنیستیه اما خب راجع به 5 تا زن هست: مهدخت، فائزه، مونس، فرخلقا و زرینکلاه. اول زندگی تکتکشون رو بیان میکنه و بعد داستان طوری پیش میره که همه با هم در داستان هستند.
تا چند فصل داستانها خیلی واقعی است و شلوغیهای سال 1332 را نشان میدهد اما به مرور با افسانه قاطی میشود و آخراش دیگه کلا افسانهست. من رو یاد بعضی از داستانهای صمد بهرنگی انداخت.
پس مونس رفت و مدت یکماه خیابانگردی کرد. در روزهای نخست که رفته بود خیابانها شلوغ بود و مردم مشغول زد و خورد و کشتن یکدیگر بودند. اندک اندک خیابانها خلوت شد و مردم به خانههایشان رفته و مشغول فکر کردن و اسف خوردن شدند. عدهیی هم به زندان رفتند. عدهیی هم شادمان بودند و در مجالس عدیده عرق و شراب میخوردند و میخندیدند. دختر نیمهجوان البته به مجالس نمیرفت، ولی در خیابانها، از پشت پنجرههای اتاقهای مجالس رد میشد و به صدای خندهها گوش میداد. شبها هم کسی از خانه بیرون نمیآمد چون پاسبانها اسم شب میپرسیدند. کمکم گذار مونس به کتابخانههای مقابل دانشگاه افتاد. چند روزی با حجب میایستاد و به پشت جلد کتابها نگاه میکرد بدون آن که به خودش اجازه خواندن عنوانهای آنها را بدهد. بعد کمکم ترسش ریخت و شروع کرد به خواندن عنوانها. عاقبت روزی و نه در ویترین کتابفروش که در بساط دستفروشان عنوان کتاب نظرش را گرفت:
«راز کامیابیهای جنسی یا بدن خود را بشناسیم»
واژه نامه:
تخیدن:[ ت ِ دَ ] (مص ) مصدر منحوت از تخمق یا تخمگ ترکی ، خوردن (اهریمنی ). نفرین گونه ایست چون زهر مار کردن ، کوفت کردن : بِتِخ ؛ کوفت کن . زهر مار کن . تِخید؛ زهر مار کرد. کوفت کرد
+ شهرنوش پارسی پور (1)
1. زنان بدون مردان
من روناك ياريان هستم. متولد 25/تير/61. چند ساليه از كتابهايي كه ميخونم پراكنده مي نويسم. يه روز تصميم گرفتم اينجا بنويسم تا كساني كه دوست دارند هم بخونند. از روي دست خانم مرضيه برومند يه تقلب هم كردم. هر مطلب، به اسم يه كتابه.