دیدن دختر صد در صد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل

کتاب 135:
دیدن دختر صد در صد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل
هاروکی موراکامی
محمود مرادی
داستانهای کوتاه ژاپنی
نشر ثالث، چاپ اول، 1389
131 صفحه
الان دیگه واقعا یادم نمییاد که کی این کتاب رو خوندم. مدتهاست در صف انتظار نوشتهشدن برای وبلاگه. خیلی وقته که کتاب میخونم چون بی کتاب خوابم نمیبره (میبره دروغ گفتم) اما خب عادت کردم به خوندن قبل از خواب. اما فرصت نمیکنم جمع و جورش کنم برای اینجا.
کتاب از 7 داستان کوتاه تشکیل شده و به نظرم قشنگترین داستانش همونیه که اسم کتاب هم از روش برداشته شده. به نظرم! چون درست و حسابی یادم نیست.
- بید نابینا، زن خفته
- سال اسپاگتی
- میمون شیناگاوا
- قلوه سنگی که هرروز جابجا میشود
- دیدن دختر صد در صد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل
- اسفرود بیدم
- مرد یخی
این هم قسمتهایی از کتاب که زمان خوندن به نظرم جالب اومده بودن:
زن میپرسید و مرد جواب میداد. مرد داشت میگفت که چطور میشود از روی سرطانهایی که مردم میگیرند، با اطمینان پی به کل زندگیشان برد.
هر بار، به خصوص بعدازظهرهای بارانی، هنگامی که سر بشقابی پر از اسپاگتی می نشستم احساس روشنی به من دست می داد، حس این که همان لحظه یک نفر ممکن است در بزند. شخصی که تصور میکردم برای دیدنم میآید، هر بار فرق میکرد. گاهی وقتها او یک غریبه بود. گاهی هم آشنا. یک بار دختری بود با پاهای قلمی که در دوران دبیرستان با او رابطه عاشقانهای داشتم. یک بار خود چند سال قبلم بود که برای دیدار آمده بود و یک وقت دیگر هم ویلیام هولدن بود که جنیفر جونز را میان بازوانش گرفته بود.
با این حال حتی یکیشان هم وارد خانه نمی شد. آنان همچون تکههایی از خاطرات، بیرون در شناور میماندند و بعد بی آنکه در بزنند از آنجا میگریختند.
زندگی کردن با حسادت خیلی سخته. مثل این میمونه که جهنم کوچیکت رو هی با خودت این طرف و اون طرف ببری. باید خدا رو شکر کنی که هیچ وقت حسادت کسی رو نکردی.
شما تلاش کردین تا تمام احساسات منفی خودتون رو سرکوب کنین. این مساله بخشی از وجود شما شده. به همین خاطر هیچ وقت نتونستین از ته دل کسی رو دوست داشته باشین.
+ هاروکی موراکامی (2)
1) پس از تاریکی
2) دیدن دختر صد در صد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل
من روناك ياريان هستم. متولد 25/تير/61. چند ساليه از كتابهايي كه ميخونم پراكنده مي نويسم. يه روز تصميم گرفتم اينجا بنويسم تا كساني كه دوست دارند هم بخونند. از روي دست خانم مرضيه برومند يه تقلب هم كردم. هر مطلب، به اسم يه كتابه.