آينه در آينه

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 9:46 توسط روناک
|
كتاب ۳:
"من و نازي"، نوشته "حسين پناهي"
راستش تمومش نکردم, از شعرهاي اولش بيشتر خوشم اومد, از يه جايي به بعد هم ديگه نخوندم ....
{ در مقايسه با آن ظلمات عظيم و سنگين نبودن, بودن نعمتي است که با هر کيفيتي شيرين و جذاب است.
اين يعني شادي هميشگي, يعني حتي وقتي ظاهرا چيزي براي شاد بودن نداريم, از همين که هستيم لذت ببريم. اين رو واقعا بهش معتقدم!
{ يادمان باشد کسي مسوول دلتنگيها و مشکلات ما نيست.
{ به نظر ميرسد انسان آسانسورچي فقيري است که چرخ تراکتور ميدزد.
{ من اولين سياه مست زمينم, هر چرخي ميبينيد بر محور شرارههاي شور عشق من ميچرخد.
{ بيشک جهان را به عشق کسي آفريدهاند, چون من که آفريدهام از عشق جهاني براي تو!
{ به جز خداوند چه کسي شايستهي پرستش من خواهد بود؟!!!
من روناك ياريان هستم. متولد 25/تير/61. چند ساليه از كتابهايي كه ميخونم پراكنده مي نويسم. يه روز تصميم گرفتم اينجا بنويسم تا كساني كه دوست دارند هم بخونند. از روي دست خانم مرضيه برومند يه تقلب هم كردم. هر مطلب، به اسم يه كتابه.