هديه‏ي جشن سالگرد و درستكارترين قاتل دنيا 

 

 

 

کتاب 149:

هدیه‏ی جشن سالگرد و درستکارترین قاتل دنیا

The anniversary present and The most honest murder of the world

افشین هاشمی

نمایشنامه‏ی فارسی

انتشارات نیلا، چاپ یکم، 1389

60 صفحه فارسی – 44 pages in English

 

 

 

 

قبلا گفتم، این بار هم می‏گم. بعضی وقتها کتاب رو به خاطر نویسنده می‏خرم. این هم یکی از اوناست. آشنایی من با افشین هاشمی برمی‏گرده به مجموعه "نیمکت" که بعدش هم "زیر گوش سالمم زمزمه کن" و بعد از اون هم یه تله‏تئاتر دیگه بود به اسم "مسافرخانه سعادت". یه تئاتر هم رفتم تو یکی از سالن‏های فرعی تئاتر شهر، که یادمه چون جا نبود همونجا جلوی پای ردیف اول بهمون تشکچه دادند و نشستیم. سالنش، سن، به اون معنایی که یه جای مرتفع جدا باشه نداشت. عملا ما شده بودیم یه بخشی از تئاتر. هیچ وقت یادم نمی‏ره افشین هاشمی اومد بالای سر ما و اینجا باید تف می‏کرد. صداش طوری بود که گفتم الان هممون خیس آبیم. اما دریغ از یه قطره. این هم یکی از ترفندهای هنرپیشگیه دیگه...

کتاب از دو نمایشنامه تشکیل شده است و هیچ تلاشی هم نشده اسم خاصی برایش در نظر گرفته شود. اسم هر دو نمایشنامه را رویش گذاشته‏اند. هر دو نمایشنامه هم تک‏گویی هستند.

نمایشنامه اول داستان مردی‏ست که در روز سالگرد ازدواجش منتظر همسرش است تا از در وارد شود و این روز را با هم جشن بگیرند. از آنجایی که انتظار برایش سخت است، لحظه ورود همسر را برای خود بارها و بارها به روش‏های مختلف بازی می‏کند...

 

{      امروز روز خوبیه. امروز روز خیلی خوبیه. امشب جشن سالگرد ازدواج من و توئه.

دینگ دینگ ]صدای زنگ در زا تقلید می‏کند...[

الان باید صدای زنگ در بیاید و تو بیای تو. اون‏وقت من بگم:

سلام عزیزم. دلم برات تنگ شده بود؛ خیلی... تو همین مدتی که ندیده‏مت.

دیشب خواب دیدم. بازم خواب دیدم. خواب تو رو. دیگه همش خواب تو رو می‏بینم. ولی توی خواب دیشب یه جور دیگه بودی...

.

.

وقتی به این مسیر نگاه می‏کنم می‏بینم حق داشتم اون خواب رو ببینم. همه‏ی گذشته‏ی قشنگ‏مون رو تو خورده بودی. وقتی هم گلوت رو فشار دادم اونا رو بالا نیاوردی. پس باید می‏خوردمت تا تموم اون گذشته در من باقی بمونه. شاید اصلا به خاطر همینه که عاشق‏ها به معشوق‏هاشون می‏گن بخورمت...

 

و داستان دوم در مورد یک قاتله. به نظرم داستان ایده جالبی داره و ترجیح می‏دم مثل یک راز برای کسانی که می‏خوان بخوننش باقی بمونه.

 

{      ببخشید که خودم رو معرفی نکردم، باید براتون می‏گفتم که همه این مشکلات از اون‏جا ناشی می‏شه که من یه قاتلم! یک قاتل حرفه‏ای! که هیچ‏کس، حتا پلیس هم نمی‏تونه مانع من بشه و یا در کارم خللی ایجاد کنه. آخه من یک قاتل مجاز هستم؛ یک قاتل مجاز با جواز ویژه‏ی قتل.

{       

+ افشین هاشمی (1)

1)      هدیه‏ی جشن سالگرد و درستکارترین قاتل دنیا