كيمياگر

كيمياگر

 

 

 

کتاب سخنگو ۲:

کتاب ۱۲۹

کیمیاگر

پائولو کوئلیو

آرش حجازی

به روایت و موسیقی محسن نامجو

بر اساس کتاب کیمیاگر، انتشارات کاروان،1379

303 دقیقه

 

 

 

 

به مناسبت ممنوع شدن كتاب‏هاي پائولو كوئليو در ايران

 

™      ... و چوپان‏ها مثل دریانوردها و خرده‏فروش‏های دوره‏گرد همواره شهری را می‏شناسند که در آن کسی زندگی می‏کند که می‏تواند کاری کند تا شادی تنها سفر کردن در جهان را از بین ببرد.

™      اگر من یک بخشی از افسانه‏ی شخصی‏ت باشم یک روزی برمی‏گردی.

™      خدا آینده‏ای رو نشان می‏دهد که فقط برای عوض شدن نوشته شده است.

™       خیانت ضربه‏ای است که انتظارش را نداری.

 

+ پائولو کوئلیو (2)

1)      در ساحل رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم

2)      کیمیاگر

 

زماني كه يك اثر هنري بودم

زماني كه يك اثر هنري بودم 

 

 

 

کتاب 128:

زمانی که یک اثر هنری بودم

اریک امانوئل اشمیت

فرامرز ویسی و آسیه حیدری

داستان‏های فرانسوی

انتشارات افراز، چاپ دوم، 1388

240 صفحه

 

 

 

 

 

این اولین رمانی‏ست که از اشمیت می‏خونم. تا حالا همش نمایشنامه بوده و یکی هم مجموعه داستان.

نمی‏دونم چقدر لازم بوده که اشمیت که عادت به کم نوشتن داره این داستان رو اینقدر شرح و تفصیل بده.... یا چرا احساس کرده این یکی رو باید اینجور بنویسه.

داستان در مورد یک پسر جوان است که به دلیل مشکلاتی که دارد و بی‏توجهی‏هایی که به او شده قصد خودکشی دارد اما درست لحظه‏ای که می‏خواهد خود را از به پرتگاه بیاندازد پیشنهادی به او می‏شود که بدن خود را در اختیار یک مجسمه‏ساز قرار دهد تا از آن یک اثر هنری زنده بسازد.

 

من موندم تو کار مترجم که این چه اشتباهی بوده که کرده. این قسمت رو بخونید:

z      هم‏زمان با سرو قهوه، زیبارویان با من رفتاری محترمانه داشتند. همچون احترام و ارزشی که آدم برای یک دسته گل باشکوه قائل می‏شود، و من می‏توانستم با خیال راحت آن‏ها را تماشا کنم. بقیه روز وقتی که زئوس خودش را در کارگاه زندانی می‏کرد، آن‏ها از جلویم رد می‏شدند و با بدجنسی زیر لب مسخره‏ام می‏کردند:

-          بفرمایید ببینید. این مخلوق دکتر فرانکشتین را گم کرده است.

-          نه، کازیمودو است که دنبال ناقوسش می‏گردد.

-          ناقوسش؟

-          همانی نیست که روی سرش هست؟

اون‏وقت بعد از این متن اومده برای کازیمودو زیرنویس گذاشته:

                        شاعر ایتالیایی (1968-1901) معرفی کننده سمبولیسم (مترجم)

به این وضوح اریک امانوئل طفلکی داره می‏گه کازیمودو، ناقوسش و ... و اون وقت آدم گوژپشت نتردام رو ول کنه بره دنبال یه کسی که .... نمی‏دونم شاید هم من دارم اشتباه می‏کنم. اگه شما چیزی می‏دونید، نیازمند یاری سبزتان هستم.

راستی خودم به انتشاراتی هم تلفن زدم گفتم. نمی‏دونم به مترجم گفتن یا نه!!!!

 

این هم خیلی جالب بود:

z      - من؟ اشتباه؟ من مرتکب هیچ خطایی نشده‏ام. طی دوره‏ی کاری‏ام حتی یک مورد گله و شکایت در پرونده‏ام نداشته‏ام.

-          طبیعی است. شما کالبدشکافی می‏کنید. اجساد که نمی‏توانند شاکی شوند.

 

در آخر هم به نظرم خود اشمیت از همه بهتر شخصیت اصلی این داستان «آدام» رو توصیف می‏کنه:

z      او قربانی عصر ماست. بهتر بگویم قربانی خطابه‏ای که عصر ما به آن متکی است. به ما می‏گویند که ظاهر مهم است، پیشنهاد می‏کنند که اموال زیادی خریداری کنیم و چیزهای جدیدی را که به بازار می‏آید بخریم و یا ظاهرمان را بهتر کنیم، لباس‏هایمان را، رژیم عذایی‏مان را، طرز آرایشمان را، وسایلمان را، اتومبیلمان را، محصولات زیبایی را، محصولات سلامتی را و موقعیت اجتماعی‏مان را. می‏گویند به سرزمین‏های دور سفر کنیم، عمل‏های جراحی کنیم. من حدس می‏زنم که آدام هم مثل بسیاری از مردم در این دام افتاده. بی‏شک او وقتی نمی‏توانست در بین این چهره‏های گوناگون، چهره خودش را به نمایش بگذارد، احساس بدبختی می‏کرد.

 

+ اریک امانوئل اشمیت (6)

1)      خرده جنایت‏های زناشوهری

2)      یک روز قشنگ بارانی

3)      مهمانسرای دو دنیا

4)      مهمان ناخوانده

5)      عشق‏لرزه

6)      زمانی که یک اثر هنری بودم

 

دكتر خوشخوان