حالا حكايت ماست
کتاب64:
حالا حکایت ماست با تجدید نظر و اضافات
عمران صلاحی
انتشارات مروارید، چاپ دوم، 1379
بیشتر از این که کتاب باشه یه مجموعهست از هر دری سخنی که هیچ کدوم به هیچ کدوم ربطی نداره.
یه نکته جالب این که شبیه انشاییه که من کلاس اول راهنمایی با موضوع طنز نوشتم. راستش بر خلاف تصور این که خب من آدم کتاب خونی از نظر اطرافیان به حساب مییام و از بچگی هم این طور بودم اما اصلن انشام خوب نیست. میمیرم تا چیزی بنویسم، قبلا انشا الان هم نامهی اداری. البته این هم بگم هر بار که یه کوچولو نوشتم هر کی خونده حداقل براش جالب بوده. به هر حال موضوع انشا طنز بود. همین. یک انشای طنز بنویسید. نتونستم! نشستم هر چی جوک بلد بودم پشت سر هم نوشتم. هیچ ربطی هم بهم نداشتن.
حالا این کتاب هم همینه. اسم اولین مطلبش اینه "فهرست". حالا ببینید این خدا بیامرز خودش چی گفته راجع به کتاب:
فهرست
۞از چاپخانه خبر دادند که این کتاب فهرست ندارد و جایش را خالی گذاشتهاند. دیدیم اگر بخواهیم فهرست بنویسیم، تقریبا سر به سیصد عنوان میزند، به طوری که ناچاریم برای خود فهرست هم فهرستی تهیه کنیم. این بود که از خیر آن گذشتیم.
از این گذشته، کتابی فهرست لازم دارد که نظم و ترتیب و سروته داشته باشد، مثل بقیه چیزهای دیگر. شاید خواننده بخواهد این کتاب را از ته مطالعه کند. مطالب این کتاب به طور درهم ارایه شده است. خواننده میتواند مطالب دلخواهش را سوا کند و فهرست آنها را بنویسد. پس این کتاب میتواند به تعداد خوانندههایش فهرست داشته باشد.
برای پشت جلد هم خودش رو تحویل گرفته:
۞نویسنده واقعا غوغا کرتاهه! نیودهلی
۞اثری نفسگیر و حالگیر تایم
۞کتابیست عاشقانه و عارفانه و هندوانه و انگور بیدانه نیوزویک
۞اثریست که ماستش دومن کره دارد. اکسپرس
۞چوخ ساغول، چوخ ساغول حرّیت
۞یاشاسین آقای ع. شکرچیان ادبیات و اینجه صنعت
۞نامش «عمران» است، اما همیشه باعث خرابی بوده است. اشترن
۞الهی نویسنده دستش لای در بماند. شلم شوربا
۞آی خونهدار و بچهدار- زنبیلو ور دار و بیار وانت بار تریبون
راستی خواهر این آقای عمران صلاحی تو شرکت ما مسوول کتابخونه هستن.
من روناك ياريان هستم. متولد 25/تير/61. چند ساليه از كتابهايي كه ميخونم پراكنده مي نويسم. يه روز تصميم گرفتم اينجا بنويسم تا كساني كه دوست دارند هم بخونند. از روي دست خانم مرضيه برومند يه تقلب هم كردم. هر مطلب، به اسم يه كتابه.