قصر قورباغه ها

کتاب 137:
قصر قورباغهها
یوستین گوردر
مهرداد بازیاری
داستانهای نروژی
نشر هرمس، چاپ سوم، 1384
86 صفحه
هرچی بیشتر میگذره بیشتر میفهمم که از درک کتابهایی که از استعاره و تشبیه و اینجور چیزها برای رسوندن پیامشون استفاده میکنند، عاجز هستم. مطمئنم این کتاب کلی مفهوم فلسفی پشت این داستان به ظاهر ساده و کودکانه داره اما خیلی از پس تجزیه و تحلیلش برنمیام. شاید باید بیشتر نقد کتاب بخونم.
اوایل داستان در توضیح راجع به یک نام خانوادگی به صورت زیرنویس نوشته شده که:
این نام خانوادگی در نروژ بسیار معمولی است و معمولا شاهزادهها باید نامخانوادگی بارزتری داشته باشند.
خیلی جالبه که تو بعضی کشورها (یکی دیگه که میدونم کرهست) اینجوریه. نمیدونم شاید تو کشور ما هم سید بودن همین شرایط رو داشته باشه.
نمیدونم چاپ جدید داره این کتاب یا نه و اگر داره آیا این غلط املایی رو توش اصلاح کرده یا نه اما در صفحهی 28 یه جا نوشته غورباقه. این اشتباه خیلی مهم نیست از دستشون در رفته. گفتم برای کسانی که ممکنه هی یادشون بره که کدوم ق باید اول باشه بگم که یادتون باشه قورباغه موجودیست که در باغ، قور قور میکند ;)
در داستان موجودی هست به اسم مارشال که گوش به فرمان ملکهست و میتونه افکار رو بخونه. خیلی بامزهست یه جا داره با خوندن فکر بقیه و گفتنش به ملکه، همه رو پیش پادشاه و ملکه خراب میکنه. ملکه اولش گول میخوره ولی کمکم میفهمه یه مشکلی هست. یه ترفند جالب بهش میزنه. بهش دستور میده که:
افکار خودت را با صدای بلند برایمان بخوان.
دوستش داشتم که این قدر خنگ بود که همه رو گفت.
+ یوستین گوردر (4)
1) راز فال ورق
2) سلام کسی اینجا نیست؟
3) دختر پرتقال
4) قصر قورباغهها


من روناك ياريان هستم. متولد 25/تير/61. چند ساليه از كتابهايي كه ميخونم پراكنده مي نويسم. يه روز تصميم گرفتم اينجا بنويسم تا كساني كه دوست دارند هم بخونند. از روي دست خانم مرضيه برومند يه تقلب هم كردم. هر مطلب، به اسم يه كتابه.