غيرممكن

 

نوشته «اِم. اِستَنلی بوبین»
ترجمه «لیلا صادقی»

-«ببین عزیز! بذار نظرمو منصفانه بهت بگم...»

 

این داستانک را در ایران صدا با صدای افشين هاشمي بشنوید (رایگان)

آلکس بدیمن

نوشته «جِین مِیل آندِر»
ترجمه «اسدالله امرایی»


استعداد «آلکس» به اثبات رسید. رستورانی که در آن ظرف می شست یک سال بعد از آنکه کارش را کنار گذاشت، برچیده شد. مدرسه‏ای را که در آن درس می داد، شش ماه بعد از استعفای او، تعطیل شد و به فاصله‏ای کوتاه از خروجِ او، روزنامه را بستند.

«آلکس» لبخندی زد، دستش را بلند کرد و برای پیوستن به ارتش ایالات متحده سوگند خورد.