آلکس بدیمن
نوشته «جِین مِیل آندِر»
ترجمه «اسدالله امرایی»
استعداد «آلکس» به اثبات رسید. رستورانی که در آن ظرف می شست یک سال بعد از آنکه کارش را کنار گذاشت، برچیده شد. مدرسهای را که در آن درس می داد، شش ماه بعد از استعفای او، تعطیل شد و به فاصلهای کوتاه از خروجِ او، روزنامه را بستند.
«آلکس» لبخندی زد، دستش را بلند کرد و برای پیوستن به ارتش ایالات متحده سوگند خورد.
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 16:47 توسط روناک
|
من روناك ياريان هستم. متولد 25/تير/61. چند ساليه از كتابهايي كه ميخونم پراكنده مي نويسم. يه روز تصميم گرفتم اينجا بنويسم تا كساني كه دوست دارند هم بخونند. از روي دست خانم مرضيه برومند يه تقلب هم كردم. هر مطلب، به اسم يه كتابه.