44- كتاب مستطاب آشپزي، از سير تا پياز
كتاب ۴۴:
"کتاب مستطاب آشپزی، از سیر تا پیاز"
نوشتهی "نجف دریابندری"، با همکاری " فهیمه راستکار" / کتاب آشپزی / نشر کارنامه

از پیش گفتار:
من آنچه وصف طعام است با تو میگویم
تو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال
شیخ اطعمه
۞آشپزی به معنای یک هنر ظریف به معنای شیوه پخت و پزی که فرانسویان آن را "آشپزی عالی" (haute cuisine ) مینامند، در بیشتر جوامع نخست در دربار پادشاهان و خانههای اشراف پرورانده شده و سپس در لایههای پایینتر جامعه گسترش یافته است ولی در عصر ما، رستورانها و هتلهای بزرگ و گران جای آن دربارها، و خانهها را گرفتهاند. ولی گسترش آشپزی عالی در آشپزخانههای عادی مردم همیشه حدی دارد و تفاوت میان "آشپزی عالی" و "آشپزی عادی" کمابیش سر جای خود باقی میماند. این تفاوت تنها در گرانی و ارزانی یا زیادی و کمی مواد غذایی نیست، بلکه در شیوه پخت و پز هم هست.
به نظر میآید که آشپزی ایرانی استثنایی است بر این قاعده؛ به این معنی که آنچه ما امروز به این نام میشناسیم یک شیوه پخت و پز بیشتر نیست، و اگر میان سفرهی دارا و ندار تفاوتی هست، در جنس و مقدار مواد است، نه در شیوه آماده کردن آنها.
من به جز انگلیسی اون هم یه کم، نه زبان دیگهای بلدم نه راجع به زبانشناسی چیزی میدونم. اما تا جایی که میدونم همهی زبانها بالاخره یه جورایی این قضیه مونث و مذکر رو دارند. حالا یا تو صرف فعل و ضمير یا این که اسمهای مردونه (خواستم نگم مذکر) با اضافه کردن یه حرف و احیانا یه تغییر کوچولو تبدیل میشن به یه اسم زنونه. احساس میکنم تو کُنه این مطلب یعنی زن از مرد به وجود اومده و این حرفا ...(من به هیچ وجه فمینیسم نیستم! فقط معتقدم به جای این همه کمیسیون و NGO ببخشید سمن و این حرفا، باید به زن بودنمون افتخار کنیم. همین!) خلاصه این که تو زبان فارسی اصلا همچین چیزی نداریم. و حالا با توجه به مطلب بالا میبینیم که ایرانیها نه تنها زن و مرد که دارا و ندار هم نداشتند.
مامان من میگه بچه که بوده میرفته شاهرود، بچهی پولدارترین آدم شهر هم تابستون که میشد دم در یه مغازه وامیستاد و شاگردی میکرد و کار یاد میگرفت. حالا ما بزرگ هم که میشیم، سربار پدر و مادر پیر و بازنشسته، کار برامون عاره. حالا اگه یهو یه فرصتی پیدا بشه و بریم اون ور آب، هرجا، حاضریم هر کاری بکنیم ... هیچ فکر کردیم اگه نه همون کار، یه کار خیلی بهتر رو تو مملکت خودمون با وجدان انجام میدادیم الان همین مملکت هم بهشت بود و لازم نبود اون بهشت رو به قیمت دوری از عزیزترینها به دست بیاریم.
من روناك ياريان هستم. متولد 25/تير/61. چند ساليه از كتابهايي كه ميخونم پراكنده مي نويسم. يه روز تصميم گرفتم اينجا بنويسم تا كساني كه دوست دارند هم بخونند. از روي دست خانم مرضيه برومند يه تقلب هم كردم. هر مطلب، به اسم يه كتابه.