خيانت

خيانت

 

 

 

 

کتاب 127:

خیانت

هارولد پینتر

نگار جواهریان / تینوش نظم‏جو

نمايشنامه انگليسي

نشر نی، چاپ دوم، 1388

127 صفحه

 

 

 

 

 

از سری نمایشنامه‏های دور تا دور دنیا زیر نظر تینوش نظم‏جو، شماره‏ی 9، چاپ نشر نی.

تازگی‏ها کتاب می‏خونم اما فرصت جمع و جور کردنش رو ندارم. الان 6-7 تا کتاب هست که رو میزم تلنبار شدن چون خوندمشون و وقت نکردم بنویسمشون. حالا که این کتاب رو گرفتم دستم درست یادم نمی‏یاد چی شد اما به خاطر کلاس زبان بود. دو ترم پشت سر هم یه استاد داشتیم که خیلی خوب زمان می‏داد به بچه‏ها برای حرف زدن و بحث کردن. موضوعات اساسی زندگی... دیگه الان یادم نمی‏یاد چی شد که موضوع شد خیانت. من هم این کتاب رو قبلا خریده بودم. بحث کلاس باعث شد که بیام سراغش و یه شبه خوندمش.

خیلی روان و راحت بود. سیر زمانی داستان برعکسه و سعی می‏کنه با برگشتن به عقب نقاط تاریک داستان رو مشخص کنه.

برای کسانی که عادت به قضاوت کردن دیگران دارند و فکر می‏کنند ممکن نیست مثلا خیانت کنند، خیلی کتاب خوبیه. به خوبی نشون می‏ده که چطور جریان زندگی آدم رو به هر سمتی می‏کشونه و کاری می‏کنه که تمام کارهایی که قبلا به نظرت زشت بودن و دیگران رو به خاطر انجام دادنشون سرزنش کردین، حالا با توجیه کردن خودتون به راحتی انجام بدی.

اینه که آدم باید دو کار انجام بده تو زندگیش به نظرم: یکی این که هیچ کس رو به خاطر هیچ کاری قضاوت نکنه و دوم این که خیلی حواسش رو جمع کنه به مسیری که داره تو زندگی می‏ره.

نمایشنامه تنها سه شخصیت داره:

اِما، جری و رابرت.

جری و رابرت دوستن. اما که زنه رابرته با جری هم رابطه داره.

 

™      رابرت: ...تو انگار خوب متوجه نمی‏شوی. تو انگار متوجه نمی‏شوی که تمام این داستان اصلا برام مهم نیست. درسته که یکی دوبار روی اما دست بلند کردم. اما نه برای این که از اصولی دفاع کنم. این کار من برانگیخته از هیچ دیدگاه.... اخلاقی نبوده. فقط دلم می‏خواسته یه فصل سیر کتکش بزنم. تنش می‏خارید... می‏فهمی؟

 

 

+ هارولد پینتر (1)

1)      خیانت

 

ناز بالش

نازبالش

 

 

 

 

 

کتاب 126:

نازبالش

هوشنگ مرادی کرمانی

داستان‏های فارسی

نشر معین، چاپ اول، 1388

160 صفحه

 

 

 

 

 

به نظرم سه سال پیش بود که رفته بودم شهر کتاب نیاوران. هوشنگ مرادی کرمانی رو اونجا دیدم. احمقانه‏ترین رفتار ممکن رو اجام دادم. به عقلم نرسید یکی از کتاب‏هاشون رو بردارم و بدم برام امضا کنن. و حالا بعد از سه سال 4 تا کتاب هوشنگ مرادی کرمانی هدیه گرفتم که همه رو برام امضا کردن. جالب اينجاست كه همه رو با كمك اسم كتاب ها خيلي هوشمندانه نوشتند. از همين جا ازشون بسيار ممنونم و اميدوارم روزي بتونم حضوري تشكر كنم. از دوستي هم كه اين هديه ارزشمند رو به من دادند بسيار سپاسگزارم.

                                            ناز بالش - امضاي هوشنگ مرادي كرماني

(روناك ياريان عزيز اين نازبالش را در موقع خستگي به كار بريد - مرادي كرماني - تابستان ۸۹)

 

نمی‏دونم چه بلایی سر کودک درونم اومده. اصلا نتونستم با این کتاب ارتباط بگیرم. خیلی تخیلی بود. تخیل افسانه‏ای نه علمی.

 

™      هر آدمی، هر عکسی، هر گربه‏ای، هر درختی و دیواری داد می‏کشید که «مرا نگاه کن، مرا ببین، دقت کن، سرسری نگذر، شاید در من حکایتی باشد که زندگی را به تو بیاموزد.»

™      ...صدای زنگش بلند است. و گوش‏های اهالی روستا را کر می‏کند، همه از روستا فرار می‏کنند. چون وقت و بی‏وقت دانگ دانگ صدا می‏کند و نصفه شب مردم را بیدار می‏کند، تا صبح خوابشان نمی‏برد. بیدار که باشند دست به هزار کار ناباب می‏زنند...

اینجا که رسیدم یاد منطق مسوولین محترم افتادم که می‏گن سرعت اینترنت اگه بالا باشه مردم دست به کارهای بد می‏زنند. فردا پس فردا برق هم قطع می‏کنن می‏گن آدما تو روشنایی ممکنه کارهای ناباب بکنن!!!

 

این یکی بدون شرحه!

K        از هفته پیش تا حالا چهار تا بانک توی همین شهرک ساخته‏اند، همه‏ی دکان‏های بزرگ و دو نبش را می‏خرند و بانک درست می‏کنند.

 

 

 

 

+ هوشنگ مرادی کرمانی (2)

1)      پلو خورش

2)      نازبالش