مهمان ناخوانده
کتاب 78:
مهمان ناخوانده
اریک امانوئل اشمیت
تینوش نظم جو
نشر نی، چاپ اول، 1378
یه نمایشنامه دیگه از یکی از نویسندههای فرانسوی مورد علاقه من.
این بار اریک امانوئل اشمیت رفته سراغ یک شخصیت واقعی و یک حادثه واقعی. فروید در جنگ جهانی دوم. زمانی که نازیها اتریش را فتح کردند. جدال درونی فروید با ایمانش زمانی که دیگر جایی برای ایمان باقي نمانده است. ایمان فروید در لباس یک ناشناس در طول نمایشنامه خودش رو به ما و فروید نشون میده تنها زمانی که فروید تنهاست. فقط در یک صحنه کوتاه دختر فروید هم ناشناس رو میبینه. علاوه بر فروید، دخترش (آنا) و ناشناس، یک مامور نازی هم در نمایشنامه سر و کلهاش پیدا میشه که خب طبیعیه. فروید قرار سر همین چیزا با ایمانش درگیر بشه.
۞خرد داشتن بیشتر اوقات اینه که آدم پیرو جنونش باشه تا عقلش.
۞این قرن، قرن جنون انسانهای متکبر خواهد بود. ارباب طبیعت: و شما زمین را آلوده میکنین و ابرها رو سیاه! ارباب مواد: دنیا رو به لرزش درمیآرین! ارباب سیاست: توتالیتاریسم رو اختراع میکنین. ارباب زندگی: بچههاتون رو از روی کاتالوگ انتخاب میکنین! ارباب بدنتون: چنان از بیماری و مرگ هراس دارین که به هر قیمتی حاضر میشین زندگی رو ادامه بدین، زندگی نه، باقی موندن، بی حس مثل یک گیاه توی گلخونه! ارباب اخلاق: فکر میکنین این انسانها هستن که تمامی قوانین رو درست میکنن و چون همهی ارزشها یکیه، هیچی ارزش نداره! و خدای انسانها پول خواهد شد، تنها خدایی که میمونه، توی تمام شهرها براش معبد خواهند ساخت، و در نبود خدا همهی فکرها پوک میشن و از بین میرن.
۞انسان چیه: دیوانهای در زندانش که بین خودآگاه و ناخودآگاهش شطرنج بازی میکنه!
۞وقتی میشنیدم داری میگی به خدا ایمان نداری، مثل بلبلی بود که میپرسه چرا موسیقی رو بلد نیست.
+ اريك امانوئل اشميت (۴)
1) خرده جنايت هاي زناشوهري
2) يك روز قشنگ باراني
۳) مهمانسراي دو دنيا
۴) مهمان ناخوانده
من روناك ياريان هستم. متولد 25/تير/61. چند ساليه از كتابهايي كه ميخونم پراكنده مي نويسم. يه روز تصميم گرفتم اينجا بنويسم تا كساني كه دوست دارند هم بخونند. از روي دست خانم مرضيه برومند يه تقلب هم كردم. هر مطلب، به اسم يه كتابه.