به خاطر سفر ابدی ژوزه ساراماگو

خدا حافظ كوري، سلام بينايي

ژوزه ساراماگو

 

زنان بدون مردان

زنان بدون مردان

کتاب 120:

زنان بدون مردان

شهرنوش پارسی‏پور

داستان فارسی

نشر نقره، چاپ اول، 1368

140 صفحه

چیزی که باعث شد این کتاب رو بخرم فیلم شیرین نشاط بود که از روی این کتاب ساخته شده. البته من فیلم رو ندیدم. اما خب زمانی که جایزه گرفت حتی تلویزیون خودمون هم به خاطر سبز پوشیدن عوامل فیلم، مراسم رو نشون داد.

از سال چاپ کتاب واضحه که از دستفروشی‏های انقلاب خریداری شده است!!!

در کل من آدم فمنیستی نیستم. من به برابری انسانها معتقدم و این که اگر خانوم‏ها به پایین‏تر بودن خودشون اعتقاد نداشته باشن نیازی هم به راه انداختن این جور چیزها نیست. برای این که بخوای فمنیست بشی اول باید قبول کنی که زن جنس دومه و حالا بخوای تلاش کنی که نباشه. من به اصل اولش اعتقاد ندارم.

نمی‏شه گفت کتاب فمنیستیه اما خب راجع به 5 تا زن هست: مهدخت، فائزه، مونس، فرخ‏لقا و زرین‏کلاه. اول زندگی تک‏تکشون رو بیان می‏کنه و بعد داستان طوری پیش می‏ره که همه با هم در داستان هستند.

تا چند فصل داستان‏ها خیلی واقعی است و شلوغی‏های سال 1332 را نشان می‏دهد اما به مرور با افسانه قاطی می‏شود و آخراش دیگه کلا افسانه‏ست. من رو یاد بعضی از داستان‏های صمد بهرنگی انداخت.

 پس مونس رفت و مدت یکماه خیابانگردی کرد. در روزهای نخست که رفته بود خیابان‏ها شلوغ بود و مردم مشغول زد و خورد و کشتن یکدیگر بودند. اندک اندک خیابان‏ها خلوت شد و مردم به خانه‏هایشان رفته و مشغول فکر کردن و اسف خوردن شدند. عده‏یی هم به زندان رفتند. عده‏یی هم شادمان بودند و در مجالس عدیده عرق و شراب می‏خوردند و می‏خندیدند. دختر نیمه‏جوان البته به مجالس نمی‏رفت، ولی در خیابان‏ها، از پشت پنجره‏های اتاق‏های مجالس رد می‏شد و به صدای خنده‏ها گوش می‏داد. شب‏ها هم کسی از خانه بیرون نمی‏آمد چون پاسبان‏ها اسم شب می‏پرسیدند. کم‏کم گذار مونس به کتابخانه‏های مقابل دانشگاه افتاد. چند روزی با حجب می‏ایستاد و به پشت جلد کتاب‏ها نگاه می‏کرد بدون آن که به خودش اجازه خواندن عنوان‏های آن‏ها را بدهد. بعد کم‏کم ترسش ریخت و شروع کرد به خواندن عنوان‏ها. عاقبت روزی و نه در ویترین کتابفروش که در بساط دست‏فروشان عنوان کتاب نظرش را گرفت:

«راز کامیابی‏های جنسی یا بدن خود را بشناسیم»


واژه نامه:

تخیدن:[ ت ِ دَ ] (مص ) مصدر منحوت از تخمق یا تخمگ ترکی ، خوردن (اهریمنی ). نفرین گونه ایست چون زهر مار کردن ، کوفت کردن : بِتِخ ؛ کوفت کن . زهر مار کن . تِخید؛ زهر مار کرد. کوفت کرد


+ شهرنوش پارسی پور (1)

1. زنان بدون مردان

بدون لهجه خنديدن

کتاب 119:

بدون لهجه خندیدن

فیروزه جزایری دوما

آرمانوش باباخانیانس

سرگذشتنامه آمریکاییان ایرانی‏تبار

نشر جمهوری، چاپ اول، 1389

144 صفحه

یه پنجشنبه که استاد از 2 بعد از ظهر تا 8 شب ما رو تو کلاس نگهداشته بود!!!! دیگه دم دانشگاه هیچ تاکسی نمونده بود. با دوستم اومدم تا میدون گلها (فاطمی)، به سرم زد که برم بدرقه جاویدان و این رو خریدم.

چند روز بعد سحر گفت: قراره کتاب جدید فیروزه جزایری دوما بیاد نمایشگاه کتاب. گفتم: خریدمش!!!

یه کم تو ضد حال زدن استادم. باور ندارین از ننه گلی بپرسین....

راستش یه کارایی هست که باید فقط یه بار انجام بشه، منتها موفقیت اولی باعث می‏شه فرد قید کلاس کار و اعتبار خودش و اینا رو بزنه و بخواد ورژن 2 کارش رو بده بیرون.

شاید اگر این کتاب قبل از "عطر سنبل، عطر کاج" نوشته شده بود همون موفقیت رو بدست می‏آورد اما در ادامه‏ی اون خیلی جالب نبود.

دوباره داستان زندگی فیروزه جزایری دوما، فقط این بار تکه تکه گفته شده و به صورت یکپارچه نیست. شاید بعد از نوشتن عطر سنبل عطر کاج خاطرات جدیدی یادش اومده و این رو نوشته. اگه با بدختی وقت پیدا می‏کنین که کتاب بخونین یکی از این دو تا کتاب پیشنهاد می‏شه نه هر دوش.

قسمت آخر کتاب اسمش اینه: "ده مورد بسیار مهمی که باید بدانید" و واقعا خوب بود. اینا فقط خلاصه‏ش هستند:

& برای موفقیت همیشه زمان و مکان وجود دارد.

&یادداشت‏هایی برای تشکر بنویسید.

&هنوز برای داشتن کارت اعتباری زود است. (از اونایی که اول خرج می‏کنید بعد پولش رو قسطی ازتون می‏گیرن. اینجا فکر کنم فقط پارسیان داره یا داشت. دیگه نمی‏ده به نظرم.)

&داوطلب! برای آنچه باور دارید یا از انجام آن لذت می‏برید، موسسه‏ای وجود دارد که از آن حمایت می‏کند و می‏تواند از کمک شما استفاده نمایید.

&همیشه یک کتاب برای مطالعه به همراه داشته باشید.

&رای بدهید.

&وقت کمتری صرف تماشای تلویزیون بکنید.

&مجبور نیستید همین حالا بدانید برای زندگی کردن چه می‏خواهید بکنید. 36 ساله بودم که دریافتم چه کاری می‏خواهم در زندگی انجام بدهم.

&خانم‏ها، اگر احساس می‏کنید که شما را به خاطر زیباییتان برای شغلی می‏خواهند، نپذیرید.

&از مسواک و نخ دندان به طور مرتب استفاده کنید.

+ فیروزه جزایری دوما (2)

1. عطر سنبل، عطر کاج

2. بدون لهجه خندیدن

در عمق صحنه

کتاب 118:

در عمق صحنه

فریبا وفی

داستان‏های کوتاه فارسی

نشر چشمه، چاپ سوم، بهار 1387

92 صفحه

وبلاگ نشر چشمه به مناسبت روز جهانی زن تو اسفند. یه فراخوان داده بود که کتاب‏هایی که در مورد زنان نوشته شده و نویسنده‏اش هم خانومه رو معرفی کنه. من تا به حال معرفی یکی دو تا کتاب رو برای نشر چشمه نوشتم و اونا هم لطف کردند و تو وبلاگشون استفاده کردن. این بود که تصمیم گرفتم خانم فریبا وفی رو مفصل با همه‏کتاباش معرفی کنم.

به نظرم خانم وفی نویسنده‏ایه که در مورد مسایل زنان خیلی خوب می‏نویسه.

رفتم و اون کتابایی رو که نداشتم خریدم و شروع کردم به خوندن. اما از اون جایی که همیشه وسواس دارم اینقدر طول کشید تا زمانش گذشت و وقتی نشر چشمه چیزی رو که می‏خواست جمع‏بندی کرد و تو وبلاگش گذاشت، دیدم فقط در حد یه اسم دادن بود و نتیجه وسواس من هم این بود که تو فهرستش اسمی از فریبا وفی نبود.

این کتاب یکی از اونهاست:

اولش که شروع کردم احساس کردم این داستان‏های کوتاه یه ربطی به هم دارن و آخرش معلوم می‏شه. اما اشتباه بود!!!

14 تا داستان کوتاه که هرکدوم 5 یا 6 صفحه بیشتر نیست. اغلب این جور کتاب‏ها رو می‏ذارم برای وقتایی که سرم شلوغه چون داستان‏هاش زودی تموم می‏شن. آخه اگه یه رمان دست بگیرم، هر شب هر چی فکر می‏کنم یادم نمی‏یاد شب قبل چی خوندم و داستان به کجا رسیده بود. تازگی اینجور شدم. یعنی دارم پیر می‏شم؟؟؟؟

· مادر پشت شیشه

· راحت شدی پدر

· برام بخون

· پس فردا

· گریه کن دایی

· دفتر خاطرات

· در عمق صحنه

· بمون نرگس

· حنا

· زندگی من

· سنگ دوسر

· مردی که گریه می‏کرد

· زن در ساحل

· با زندگی

از داستان مادرم، پشت شیشه:

۞به آبجی اشرف گفتم می‏رم خونه کتابامو بیارم. بهش دروغ گفتم. اگه می‏گفتم می‏خوام عکس مامانو از تو آلبوم وردارم نمی‏ذاشت. دهنشو کج می‏کرد و یه چیزی بهم می‏گفت. آخه مامان من زن بابای تونه. از وقتی هم مامان افتاده اون تو، چشم دیدنشو نداره. تازه‏شم نمی‏دونه مامان چطوری شده. یعنی می‏خوای از کجا بدونه. آدم باید بره و ببینه، اون وقت باور بکنه. وقتی مامانو گرفتن اشرف اومد خونه. دست منو گرفت و برد خونه‏شون...


واژه‏نامه:

قواد: [ ق َوْ وا ] (ع اِ) بینی و آن لغتی است حمیری . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || (ص ) زن جلب . (منتهی الارب ). زن جلب و دیوث . (ناظم الاطباء). قرمساق و دیوث . (آنندراج ) :
گفت ای دغای ابله و قواد قلتبان .


+ فریبا وفی (۳)

1. پرنده من

2. در راه ویلا

3. در عمق صحنه