بدون لهجه خنديدن

کتاب 119:

بدون لهجه خندیدن

فیروزه جزایری دوما

آرمانوش باباخانیانس

سرگذشتنامه آمریکاییان ایرانی‏تبار

نشر جمهوری، چاپ اول، 1389

144 صفحه

یه پنجشنبه که استاد از 2 بعد از ظهر تا 8 شب ما رو تو کلاس نگهداشته بود!!!! دیگه دم دانشگاه هیچ تاکسی نمونده بود. با دوستم اومدم تا میدون گلها (فاطمی)، به سرم زد که برم بدرقه جاویدان و این رو خریدم.

چند روز بعد سحر گفت: قراره کتاب جدید فیروزه جزایری دوما بیاد نمایشگاه کتاب. گفتم: خریدمش!!!

یه کم تو ضد حال زدن استادم. باور ندارین از ننه گلی بپرسین....

راستش یه کارایی هست که باید فقط یه بار انجام بشه، منتها موفقیت اولی باعث می‏شه فرد قید کلاس کار و اعتبار خودش و اینا رو بزنه و بخواد ورژن 2 کارش رو بده بیرون.

شاید اگر این کتاب قبل از "عطر سنبل، عطر کاج" نوشته شده بود همون موفقیت رو بدست می‏آورد اما در ادامه‏ی اون خیلی جالب نبود.

دوباره داستان زندگی فیروزه جزایری دوما، فقط این بار تکه تکه گفته شده و به صورت یکپارچه نیست. شاید بعد از نوشتن عطر سنبل عطر کاج خاطرات جدیدی یادش اومده و این رو نوشته. اگه با بدختی وقت پیدا می‏کنین که کتاب بخونین یکی از این دو تا کتاب پیشنهاد می‏شه نه هر دوش.

قسمت آخر کتاب اسمش اینه: "ده مورد بسیار مهمی که باید بدانید" و واقعا خوب بود. اینا فقط خلاصه‏ش هستند:

& برای موفقیت همیشه زمان و مکان وجود دارد.

&یادداشت‏هایی برای تشکر بنویسید.

&هنوز برای داشتن کارت اعتباری زود است. (از اونایی که اول خرج می‏کنید بعد پولش رو قسطی ازتون می‏گیرن. اینجا فکر کنم فقط پارسیان داره یا داشت. دیگه نمی‏ده به نظرم.)

&داوطلب! برای آنچه باور دارید یا از انجام آن لذت می‏برید، موسسه‏ای وجود دارد که از آن حمایت می‏کند و می‏تواند از کمک شما استفاده نمایید.

&همیشه یک کتاب برای مطالعه به همراه داشته باشید.

&رای بدهید.

&وقت کمتری صرف تماشای تلویزیون بکنید.

&مجبور نیستید همین حالا بدانید برای زندگی کردن چه می‏خواهید بکنید. 36 ساله بودم که دریافتم چه کاری می‏خواهم در زندگی انجام بدهم.

&خانم‏ها، اگر احساس می‏کنید که شما را به خاطر زیباییتان برای شغلی می‏خواهند، نپذیرید.

&از مسواک و نخ دندان به طور مرتب استفاده کنید.

+ فیروزه جزایری دوما (2)

1. عطر سنبل، عطر کاج

2. بدون لهجه خندیدن

عطر سنبل ، عطر كاج

كتاب ۹:

"عطر سنبل, عطر کاج" نوشته "فيروزه جزايري دوما" ترجمه‏ي "محمد سليماني‏نيا"

فيروزه جزايري اهل آبادان, وقتي يه دختر بچه هفت ساله بوده که با خونواده‏ش ميره آمريکا براي زندگي! بعدها با يه آقاي فرانسوي به اسم فرانسوا دوما ازدواج مي‏کنه و مي‏شه فيروزه جزايري دوما! تصميم مي‏گيره راجع به زندگيش تو آمريکا و اتفاق‏هاي جالب که به خاطر ايراني بودنش براش رخ داده يه کتاب بنويسه و نوشته. کتاب به انگليسي نوشته شده و اسم کتاب در اصل Funny in Farsi است, اما مترجم اسم با مسمايي براش انتخاب کرده. سنبل, سمبل سال نو ما ايراني‏ها و کاج سمبل سال نو مسيحي‏ها.

داستان, خيلي دلنشينه. متن روان و سريعي داره, شروع به خوندن که مي‏کنيد تا تمومش نکنيد کتاب رو زمين نمي‏گذاريد. Reading

{ «[پدرم] درباره آمريكا با همان لحني صحبت مي‌كرد كه كسي از اولين عشقش بگويد. براي او آمريكا جايي بود كه هركس بدون توجه به اينكه قبلاً چه كاره بوده، مي‌توانست آدم مهمي شود. كشوري مهربان و منظم، پر از توالتهاي تميز. جايي كه مردم قوانين رانندگي را رعايت مي‌كردند... سرزمين موعود. براي من هم آمريكا جايي بود كه همه جور لباس باربي پيدا مي‌شد.»

{ يك روز يكي از همسايه‌ها گفت ايران را مي‌شناسد، چون فيلم لورنس عربستان را ديده است!...يكي ديگر از همسايه‌ها به ما گفت گربه‌هاي شما خيلي خوشگل هستند... اين براي ما تازگي داشت. تنها گربه‌هايي كه در كشورمان ديده بوديم گربه‌هاي ولگرد و گري بودند كه آشغالهاي جلو خانه مردم را مي‌خوردند. از آن به بعد وقتي مي‌گفتم ايراني هستم، اضافه مي‌كردم «كشور گربه‌هاي پرشين» كه تأثير خوبي روي مردم مي‌گذاشت.

اين هم پاراگراف پاياني کتاب که خيلي ازش خوشم مي‏ياد:

(قبلش بايد توضيح بدم که داستان به اينجا رسيده که پدر فيروزه تو آمريکا بازنشست شده, و حالا سالي يک بار مياد ايران و کلي لذت مي‏بره از اين که با يه حقوق بازنشستگي که تو آمريکا هيچ ارزشي نداره, تو ايران در بهترين هتل‏ها اقامت مي‏کنه و انعامي به پيشخدمت‏ها مي‏ده که تا حالا تو عمرشون نگرفتند.)

{ بعد از آخرين سفرش از او پرسيدم: آيا برايش سخت نبوده که به آمريکا برگردد, جايي که با ثروتمند بودن خيلي فاصله دارد. گفت ولي فيروزه من اينجا هم ثروتمندم, فقط پول زياد ندارم.