آخه تقصير من چيه كه اسباب كشي داشتم و تا همين ديروز كامپيوترم ولو بود و تازه ديروز عصر وصلش كردم ؟

آخه تقصير من چيه كه براي كلاس زبان رفتن هفته اي ۶ بار از كتابفروشي هاي ميدون انقلاب رد مي شم؟

آخه تقصير من چيه كه هر بار رد مي شم بايد حتما يه كرمي بريزم و يه چيزي بخرم ( از كتاب گرفته تا مداد و دفترچه و هر لوازم التحرير ديگه اي) ...

آخه تقصير من چيه كه اين همه خومو كنترل كردم كه از انقلاب (اصولا كتابفروشي نيك) كتاب نخرم اما براي كسي مجبور شدم برم و خب همون قضيه كرم و اينا پيش اومد، رفتم آخرين كتاب دي. جي. سلينجر رو خريدم و يه كتاب آقاهه پيشنهاد كرد اونم خريدم، بعدا مي گم  و ديدم جز پر فروش ترين كتاب ها "مردي كه كه گورش گم شد بود" بود. به خدا گذاشته بودم برم نشر چشمه بخرم. آقاهه گفت تموم شده و ديگه هم ممنوعه  منم ليست كتاب هايي كه نوشته بودم برم نشر چشمه بخرم بش نشون دادم. گفت "آن گوشه ي دنج سمت چپ" فقط يه دونه مونده ... منم ترسيدم اين هم ممنوع بشه. خريدمش ... بعد هي اين پا و اون پا كردم و آخرش گفتم: يعني اون كتاب رو هيچ جوري نميشه گير آورد؟ گفت: برو انتشارات بيد گل. شايد هنوز باشه . منم رفتم و خريدم. اين جوري شد كه الكي الكي ۴ تا كتاب خريدم و يه مداد اتود! آخرش هم نرفتم نشر چشمه

پ.ن: تازه اين مدل اعتراض رو هم از نسرين خانوم ياد گرفتم