فراتر از بودن
كتاب ۱۰:
"فراتر از بودن" نوشته "کريستين بوبن" ترجمهي "نگار صدقي"
اولين کتاب بوبن بود که خوندم.
خيلي جالبه. حتي بعضيها که کتابهاي بوبن رو هم خوندن هنوز فکر ميکنن که کريستين بوبن يه خانومه. هم به خاطر اسمش, هم به خاطر شيوه نوشتنش. اما در واقع کريستين بوبن يک آقاي فرانسوي است اهل شهر کروزو در شرق فرانسه.
اين کتاب مجموعه خاطرات کوچک و دستنوشتههايي است که کريستين بوبن در فقدان معشوقهش نوشته. به قول خانم مهوش قويمي "... داستانهاي بوبن گويي بين دو وسوسه حکايت و نامه عاشقانه مردد ميمانند..." کتاب با اين جمله شروع ميشود: "واقعه مرگ تو, تمام وجود مرا از هم پاشيد."
{ براي آن که کمي, حتي شده کمي زندگي کرد, دو تولد لازم است. تولد جسم و سپس تولد روح. هر دو تولد مانند کنده شدن هستند. تولد اول بدن را به اين دنيا ميافکند و تولد دوم روح را به آسمان. تولد دوم من زماني بود که تو را ديدم.
{ من با از دست دادن تو, همه چيز را دست دادم و بابت اين فقدان از تو ممنونم.
{ همواره به دنبال آن هستم که در همه چيز – حتي در بدترينها – قابل تمجيد و ستايش بيابم.
{ در حقيقت درباره تو مينويسم, تو يک مادر بي نقص هستي و من تاکيد ميکنم: مادر بي نقص, مادري است مانند تو, تمام عشقش را بدون حسابگري و بي آن که انتظار جبران داشته باشد ميبخشد و به خصوص, مادر بي نقص فقط براي فرزندانش زندگي نميکند. عشقهاي ديگري را هم تجربه ميکند. ميتوان گفت بهترين مادرها کساني هستند که فراموش نميکنند که در عين مادر بودن به همان اندازه همسر, معشوق و فرزند هستند.
{ سخنراني گلايه ناشنيدني است. در آن اثري از عشق نيست. گلايه سر و صدايي بيش نيست, تکراري است خشمآلود, من, من, من و باز هم من.
ياد يه شعر حافظ افتادم:
لاف عشق و گله از يار زهي لاف دروغ عشقبازان چنين مستحق هجرانند
{ عشق حقيقي, ذکاوت جسماني و تجربهآزادي در ما چيزي جز قلبي تپنده و پرنده نميسازد.
{ براي بيان عشق همواره به کلمههاي عاشقانه نياز نيست, بلکه زير و بم لازم است,نه جديت نه به خصوص جديت, زير و بم, اشک و لبخند.

من روناك ياريان هستم. متولد 25/تير/61. چند ساليه از كتابهايي كه ميخونم پراكنده مي نويسم. يه روز تصميم گرفتم اينجا بنويسم تا كساني كه دوست دارند هم بخونند. از روي دست خانم مرضيه برومند يه تقلب هم كردم. هر مطلب، به اسم يه كتابه.