همه گرفتارند

کتاب 89:
همه گرفتارند
کریستین بوبن
نگار صدقی
داستانهای فرانسوی
نشر ماهریز، چاپ دوم، 1384
92 صفحه
چه لذتی داره پس از مدتها بوبن خوندن. دوباره فهمیدم که چقدر بوبن رو دوست دارم. اون دورهای که معتاد شده بودم همهی کتاباش رو خریدم. یادم نیست چی شد که چندتاییش موند. این هم یکی از اوناست. خیلی زیاد من رو یاد ابله محله انداخت. با این تفاوت که شخصیت اصلی ماجرا این بار یه زنه. هرچند اصولا محور اصلی داستانهای بوبن یک زنه و اگه کسی ندونه هم اسمش و هم نوشتنش باعث میشه خیال کنی كه خود بوبن هم زنه. نمیتونم بیشتر از این راجع به داستان بگم. تو کتابهای بوبن بیشتر از این که دنبال یه آغاز و پایان باشی، باید از جمله جملهش لذت ببری.
۞برای پاک کردن کتابها کافی است آنها را باز نکنیم.
۞یک کلکسیونر و یک حسود فرق زیادی با هم ندارند، هردو در هراس از دست دادن یک قطعهاند.
۞هیچ چیز به اندازهی یک کوه شبیه پدر نیست.
۞جنینی که به او ذوق و طبع اهدا شده به پایان زمان لازم برای رشدش رسیده است و میتواند به دنیا بیاید. اگر از این دیدگاه به دنیا نگاه کنیم باید یک واقعیت را قبول کنیم: اکثر انسانها پیش از موعد به دنیا میآیند.
۞رابطه دخترها با پدرشان رابطهی مستحکمی است. اما رابطهی پسرها با مادرشان از آن هم پیچیدهتر است.
۞آقای آرمان هرگز مخالفت نمیکند. هرچه آرین بخواهد، او هم همان را میخواهد. این رفتار ناامیدکننده است. آرین دلش میخواهد که گاهی "نه" بشنود. دلش میخواهد و در عین حال تحلمش را ندارد.*
*: آرین اسم یه زن، شخصیت اصلی داستانه. همینه که میگم بوبن بیشتر یه زنه تا مرد. این جمله دقیقا مصداق منه.
۞خداوند چون خورشید ساده است. خورشید از ما نمیخواهد که دوستش داشته باشیم فقط میخواهد که مانعش نشویم. که بگذاریم عبور کنه، کارش را انجام بده. کمی مثل آرین وقتی در آشپزخانه است و از بچه ها میخواد برن بیرون بازی کنن تا بتونه غذایی رو که فقط برای اونا اختراع میکنه رو درست کنه. خدا همینطوریه، پسرک من. خدا دوست داره ما رو در حال بازی و خنده ببیند و خودش به بقیه مسایل رسیدگی میکنه.
+ کریستین بوبن (5)
1) فراتر از بودن
2) دلباختگی
3) ابله محله
4) اسیر گهواره
5) همه گرفتارند
من روناك ياريان هستم. متولد 25/تير/61. چند ساليه از كتابهايي كه ميخونم پراكنده مي نويسم. يه روز تصميم گرفتم اينجا بنويسم تا كساني كه دوست دارند هم بخونند. از روي دست خانم مرضيه برومند يه تقلب هم كردم. هر مطلب، به اسم يه كتابه.