بادبادك ها

 

 

کتاب 83:

بادبادک‏ها

رومن گاری

ماه‏منیر مینوی

داستان‏های فرانسوی

انتشارات توس، چاپ نخست، 1380

336 صفحه

 

 

 

 

۞یقین داشتم که او را نگه خواهم داشت، حتی تصورش را هم نمی‏کردم که تا چه حد این دلیل اطمینان من مسخره می‏نماید. در این اعتمادی که به مردانگی خود داشتم، تمام "افتخارات" ساده هیجده سالگیم در این خلاصه می‏شد که صدای ناله‏ی او را در لحظه‏ی هم‏آغوشی بشنوم، پیش خودم تصور کنم که این فقط منم که می‏توانم چنین لذتی به او بدهم؛ و هیچ‏کس بهتر از این نمی‏تواند. این شاید آخرین بلاهت‏های دوران بلوغم بود.

 

۞آشپزخانه بی‏آتش مثل یک زن ناقص‏الخلقه است. این آتش است که پدر همه‏ی ما آشپزهای فرانسوی است. حالا دیگر بعضی‏ها با الکتریسیته کار می‏کنند. به اضافه این که اجاق برقی‏شان به دقیقه‏شمار خودکار مجهز است. مثل این است که انسان به هنگام عشق‏بازی، به ساعتش نگاه کند تا بداند در چه لحظه‏ای باید لذت ببرد.

 

+ بادبادكها (۱)