بادبادك ها (2)

کتاب 83:
بادبادکها
رومن گاری
ماهمنیر مینوی
داستانهای فرانسوی
انتشارات توس، چاپ نخست، 1380
336 صفحه
۞یقین داشتم که او را نگه خواهم داشت، حتی تصورش را هم نمیکردم که تا چه حد این دلیل اطمینان من مسخره مینماید. در این اعتمادی که به مردانگی خود داشتم، تمام "افتخارات" ساده هیجده سالگیم در این خلاصه میشد که صدای نالهی او را در لحظهی همآغوشی بشنوم، پیش خودم تصور کنم که این فقط منم که میتوانم چنین لذتی به او بدهم؛ و هیچکس بهتر از این نمیتواند. این شاید آخرین بلاهتهای دوران بلوغم بود.
۞آشپزخانه بیآتش مثل یک زن ناقصالخلقه است. این آتش است که پدر همهی ما آشپزهای فرانسوی است. حالا دیگر بعضیها با الکتریسیته کار میکنند. به اضافه این که اجاق برقیشان به دقیقهشمار خودکار مجهز است. مثل این است که انسان به هنگام عشقبازی، به ساعتش نگاه کند تا بداند در چه لحظهای باید لذت ببرد.
من روناك ياريان هستم. متولد 25/تير/61. چند ساليه از كتابهايي كه ميخونم پراكنده مي نويسم. يه روز تصميم گرفتم اينجا بنويسم تا كساني كه دوست دارند هم بخونند. از روي دست خانم مرضيه برومند يه تقلب هم كردم. هر مطلب، به اسم يه كتابه.