دل سگ

 

کتاب 131:

دل سگ

میخائیل بولگاگف

مهدی غبرایی

داستان‏های روسی

انتشارات کتابسرای نیک، چاپ چهارم، 1388

173 صفحه

 

آشنایی من با بولگاگف با این کتابه. تجربه خوبی بود و فکر کنم باز هم ازش کتاب بخونم.

کتاب با روایت داستان از زبان یک سگ ولگرد شروع می‏شه. سگی آواره که در حال نالیدن از زمین و زمانه. یه جورایی اولش آدم رو یاد «سگ ولگرد» «صادق هدایت» می‏ندازه.

و بعد این سگ می‏شه موش آزمایشگاهی یه پروفسور که ایده‏ی عجیبی از پیوند مغز آدم و بدن سگ رو می‏خواد عملی کنه. باقی داستان رو از اسم کتاب می‏شه حدس زد. واقعا نظر خاصی راجع به ایده‏ی کلی داستان ندارم. اما از مدل نوشتن بولگاگف خوشم اومد.

چیزی برای نوشتن ندارم جز چند تا کلمه جدید:

انقیاد: رام شدن، مطیع شدن

گالوش: همان گالش می‏باشد.

باقرقره: پرنده‌ای با جثه متوسط و بومی خاورمیانه است. این پرنده از تیره کوکرها بوده و نام علمی آن Pterocles orientalis است.

پرولتری: مفهومی مارکسیستی است. این مفهوم به طور کلی به این اشاره دارد که کارگران باید در همبستگی با کارگران همهٔ جهان به جای دنبال کردن منافع ملی خود گام بردارند. می‌توان گفت که این مفهوم در خط آخر مانیفست کمونیست و شعار معروف "کارگران تمام کشورها، متحد شوید!" خلاصه شده است.

+ میخائیل بولگاگف (1)

1) دل سگ