كتاب ۱۸:

"مثل هميشه نيست" نوشته‏ي "اردلان عطارپور"

يه مجموعه داستان خيلي کوتاه طنز.

چاي

تنها هستم. اما زياد به ديدنم مي‏آيند. در اتاق پذيرايي مي‏نشينيم و صحبت مي‏کنيم. هميشه هم برايشان چاي مي‏آورم. بعضي‏ها ميل ندارند. خجالت مي‏کشند نخورده بروند. تا فرصتي پيدا مي‏کنند پاي گلدان خالي مي‏کنند. براي همين گل من به چاي عادت کرده. آب که مي‏دهم برگهايش پژمرده مي‏شود. بيشتر عصرها چاي درست مي‏کنم و با هم مي‏خوريم.