مثل همیشه نیست
كتاب ۱۸:
"مثل هميشه نيست" نوشتهي "اردلان عطارپور"
يه مجموعه داستان خيلي کوتاه طنز.
چاي
تنها هستم. اما زياد به ديدنم ميآيند. در اتاق پذيرايي مينشينيم و صحبت ميکنيم. هميشه هم برايشان چاي ميآورم. بعضيها ميل ندارند. خجالت ميکشند نخورده بروند. تا فرصتي پيدا ميکنند پاي گلدان خالي ميکنند. براي همين گل من به چاي عادت کرده. آب که ميدهم برگهايش پژمرده ميشود. بيشتر عصرها چاي درست ميکنم و با هم ميخوريم.
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۶ ساعت 7:0 توسط روناک
|
من روناك ياريان هستم. متولد 25/تير/61. چند ساليه از كتابهايي كه ميخونم پراكنده مي نويسم. يه روز تصميم گرفتم اينجا بنويسم تا كساني كه دوست دارند هم بخونند. از روي دست خانم مرضيه برومند يه تقلب هم كردم. هر مطلب، به اسم يه كتابه.