اتوبوس پير

کتاب 121:

اتوبوس پیر

ریچارد براتیگان

علیرضا طاهری عراقی

داستان‏های کوتاه آمریکایی قرن بیستم

نشر مرکز، چاپ چهارم، 1388

193 صفحه

این اولین مجموعه داستان کوتاه بود که از براتیگان خوندم. داستان‏ها در حد 2-3 صفحه بیشتر نیستند و تعدادشون خیلی زیاده. فقط سه صفحه فهرست داره!

بیشتر به نظرم میاد براتیگان کوچکترین اتفاقات زندگیش رو هم که براش جالب بوده نوشته. فقط این که جالب بودن برای براتیگان شاید یه کم با چیزی که برای عموم تعریف می‏شه فرق داره. خیلی ریزبینه و چیزهایی که برای اغلب آدما عادی می‏شه، براش تازه‏ست. کودک درونش نه تنها زنده‏ست بلکه خیلی هم شاد و سرحاله و هنوز داره دنیا رو کشف می‏کنه. (البته منظورم زمانیه که داشته اینا رو می‏نوشته چون الان که دیگه پیش ما نیست)

از طرز بیان کردن احساساتش واقعا خوشم میاد. قبلا هم گفتم. جوری توصیف می‏کنه که کیف می‏کنم:

v پله‏ها را تا اتاق زیر شیروانی بالا رفتم. آن‏قدر با دقت قدم برمی‏داشتم، انگار دارم یک ماده گربه‏ی پیر را ناز می‏کنم که دارد به بچه‏هایش شیر می‏دهد.

این هم یکی دیگه:

v چشم‏هایش مثل قالیچه‏های پاره پوره خیس شده بودند.

مثل یک جور جاروبرقی عجیب سعی کردم دلداری‏اش بدهم. همه روضه‏های عهد بوقی را که به خیال خودمان برای کمک به دل‏های شکسته مردم می‏خوانیم، برایش از بر ردیف کردم، اما کلمات به هیچ دردی نمی‏خوردند.

تنها فرقش این است که آدم صدای حرف زدن یک نفر دیگر را می‏شنود. وگرنه وقتی آدم کسی را که خیلی دوست دارد از دست می‏دهد و اخلاقش گه‏مرغی می‏شود، واقعا هیچ چیزی نیست که بشود به او گفت و خوشحالش کرد.

خب به نظرم ترجمه‏اش خیلی خوبه. خوب از اصطلاحات فارسی استفاده کرده. داستان انتخابی من یه داستانیه به اسم قهوه. که اینجوری شروع می‏شه:

v بعضی وقت‏ها زندگی آدم فقط به قهوه بند است و همه صمیمیتی که با یک فنجان قهوه به دست می‏آید...

و اینجوری تموم می‏شه:

v ...می‏گویند وقتی بهار می‏آید جوان‏ها هوس عشق و عاشقی می‏کنند، اما اگر حسابی وقت آزاد داشته باشند شاید حتی هوس یک فنجان قهوه هم بکنند.

+ ریچارد برایتگان (5)

1) در رویای بابل

2) در قند هندوانه

3) پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد

4) یک زن بدبخت

5) اتوبوس پیر