ويولون سياه

ويولون سياه

کتاب 117:

ویولون سیاه

مکسنس فرمین

دکتر احمد سلامت راد

داستان‏های فرانسه

انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، چاپ دوم، 1387

135 صفحه

از اسم کتاب مشخصه که کتاب در مورد موسیقیه و مگه می‏شه کتاب فرانسوی باشه و عاشقانه نباشه. کتاب قشنگی بود. در واقع یه جورایی افسانه‏ای بود. قدرت جادویی یک ویولون.

کتاب از داستان دو مرد تشکیل شده. مرد اول یک فرانسوی عاشق ویولون است که زمانی که آماده شده تا اپرای خود را بنویسد برای یکی از کشورگشایی‏های ناپلئون به ایتالیا اعزام می‏شود. در ونیز زخمی می‏شود و به خانه‏ی یکی از ونیزی‏ها منتقل می‏شود تا در آن‏جا دوران نقاهتش را سپری کند. در آن‏جاست که داستان مرد ونیزی نیز مشخص می‏شود.

شروع داستان یا فصل یک:

۞یوهانس کارلسکی یک ویولونیست بود و چه بسا فراتر از آن! یوهانس نابغه‏ای بی‏همتا بود و سودای نهانش نگاشتن زیباترین اپرای تمامی اعصار!

از داستان:

۞واقعا فکرت چیست؟

- بایستی در پی بخش‏های دیگر رویایت باشی

- و من در کجا می‏توانم آن را بیابم؟

ممکن است که هر قسمت آن جایی باشد. اما بیش از همه جا در درون خود توست.

با پشت جلدش موافق نبودم. اینه که ننوشتمش ;)


واژه نامه:

اشكوب: به معني اشکو است که هرمرتبه از پوشش خانه باشد. هر مرتبه از پوشش که به تازی طبقه خوانند.


+ مکسنس فرمین (1)

1) ویولون سیاه

پر از تناقضم

اومدم بنويسم گور باباي نمايشگاه كتاب...

ديدم دوستم برام نوشته: سلام،خوبي؟
احتمالا بعد نمايشگاه كلي حرف داري واسه نوشتن
.

جواب حرف دوستم نباشه، من ديگه پامو تو اون خراب شده نمي ذارم. خب وبلاگ كتابي باشه.... فحش هم جز ادبياته. از نوع بي ادبيش.

به قول ننه گلي: تو دانشگاه نماز مي خونن و تو مصلي نمايشگاه كتاب ميذارن!!!!

 

همه ي افتادگان

همه ي افتادگان

کتاب 116:

همه‏ی افتادگان

ساموئل بکت

مراد فرهادپور/مهدی نوید

نمایشنامه رادیویی انگلیسی

نشر نی، چاپ سوم، 1388

79 صفحه

از سری نمایشنامه‏های دور تا دور دنیا، شماره‏ی 4، چاپ نشر نی.

ساموئل بکت نویسنده‏ی ایرلندی در سال 1906 به دنیا آمد. «در انتظار گودو»، «دست آخر»، «آخرین نوار کراپ»، «روزهای خوش»، «همه‏ی افتادگان»، «بازی فاجعه» و ... از جمله نمایشنامه‏های معروف این نویسنده هستند. از مهم‏ترین رمان‏های او می‏توان به «مولوی»، «مالون می‏میرد»، «نام‏ناپذیر» و «مرسیه و کامیه» اشاره کرد. ساموئل بکت در سال 1969 برنده نوبل ادبیات شد و در سال 1989 درگذشت.

راستش هنوز خودمم گیجم. نمی‏دونم نظرم راجع بهش چیه. باید دوباره بخونمش...

اما از قیافه‏ی ساموئل بکت خوشم می‏یاد. ;)

۞خانم رونی: چت شده دن؟ حالت خوب نیست؟

آقای رونی: خوب! هیچ‏وقت شده من رو خوب ببینی؟ روزی که دفعه اول من رو دیدی که باید تو رختخواب می‏بودم. روزی که بهم پیشنهاد ازدواج دادی دکترها جوابم کرده بودن. این رو می‏دونستی؟ شبی که باهام ازدواج کردی آمبولانس برام فرستادن. این رو که یادت نرفته؟ (مکث) نه، نمی‏شه گفت خوبم. ولی بدتر هم نیستم. در واقع بهتر از قبلم. کور شدنم تلنگر خیلی خوبی بود. اگه می‏تونستم کر و لال هم بشم یه راست تا صدسالگی می‏رفتم. یا شاید هم رفته‏م؟ (مکث). امروز صد سالم شد؟ (مکث) من صد سالمه، مدی؟

+ ساموئل بکت (1)

1) همه‏ی افتادگان