چسب زخم

چسب زخم

کتاب 115:

چسب زخم یا دنیای زندونی راهراهه

ابراهیم رها

کاریکلماتور فارسی

نشر حوض نقره، چاپ نخست، پاییز1388

94 صفحه

یه کتاب خیلی کوچیک 9*10 سانتی‏متری اما کاملا نماد جنبش سبز، روز راهپیمایی توپخونه (28 خرداد) که همه سیاه پوشیده بودند و فقط یه نماد سبز کوچیک داشتند. وقتی می‏ری جلو و می‏بینی نویسنده‏اش هم ابراهیم رهاست، مگه می‏شه نخریدش!!! حتی اگر بدونی توش هیچی نیست برای کمک به جنبش سبز باید خریدش. مثل آخرین آلبوم شجریان که خریدم و هنوز حتی لفافش رو باز نکردم!!!

به نظرم مقدمه رو خیلی خوب شروع کرده، یه جورایی عالی. اما خب تو کتاب خیلی خبری نیست. البته از اونجایی که اصلا دست نویسنده‏ها و ناشرها بسته نیست اون هم نویسنده‏هایی که طنز سیاسی – اجتماعی می‏نویسن، می‏تونید کلی بهش خرده بگیرید که این چه کتابیه!

از مقدمه:

۞در زندگی زخم‏هایی هست که آدم نمی‏تواند جایش را به کسی نشان دهد! به همین دلیل رویش چسب می‏زند. اساسا شاید درست‏تر باشد بگوییم در زندگی چسب‏زخم‏هایی هست که آدم روی زخم‏های ناجورش می‏زند.

"چسب‏زخم" بر همین اساس شکل گرفت! یعنی اصولا در طنز نوشتن، آدم به دوره‏هایی می‏رسد که فی‏الواقع نرسد بهتر است! مال وقتی است که یک فقره طنزنویس به زور هم که شده باید ادای فلاسفه یونان را دربیاورد و هی سعی کند به مخاطب بگویداز هر جمله‏ی بی‏ربطی منظوری داشته و از این دست اباطیل!

من طی این سال‏ها همه جور طنزی نوشته بودم، به عبارت صحیح‏تر، در این وادی هر جور شلنگ‏تخته‏ای انداخته بودم! در این میان، یکی از سخت‏ترین شکل‏های کاری همین شیوه‏ی نگارش "چسب‏زخم" بود. عبارت‏های کوتاهی که آدم باید تمام زورش را در آن‏ها می‏زد (یکی هم نبود بگوید چه کاریه!) و در یکی دو جمله حرفش را می‏گفت، هم به وجه طنز ماجرا می‏پرداخت، هم انتقاد می‏کرد، هم... خلاصه برای خودش زایمانی بود!

... خلاصه این شما و این "چسب‏زخم"، حسنش این است که تاریخ مصرف ندارد، اما کلی مصرف دارد! این روزها اگر دست و پای‏تان زخم و زیلی شد، چسب‏زخم به کارتان می‏آید، باور کنید! ابراهیم رها، آبان 1388

یکی از متن‏ها رو هم انتخاب کردم تا بدونید تو کتاب چی هست:

۞یه روز یه استادی یک ساعت و نیم درباره‏ی برتری علم بر ثروت برای دانشجوهاش سخنرانی کرد تا ثابت کنه علم خیلی بهتر از ثروته. صحبتش که تموم شد، گفت کسی سوالی نداره؟ یکی دستشو بلند کرد. استادبا خوشحالی گفت: بپرس عزیزم. دانشجو پرسید: استاد عمه داری؟

+ ابراهیم رها (1)

1) چسب‏زخم

نمايشگاه عكس: بازمانده هاي سرماي گرم 88 (عليرضا رنجبر شورابي)

                          نمايشگاه عكس: بازمانده سرماي گرم 88

جوجه تيغي

جوجه تيغي

کتاب 114:

جوجه تیغی

صلحی دلک

نسرین ضابطی میاندوآب

داستان ترکی

نشر دنیای نو، چاپ دوم، 1388

148 صفحه

به نظرم رفته بودم تو قفسه‏ی کتاب‏هایی که جایزه گرفتن یکی رو انتخاب کنم و بردارم. از طرح رو جلد این یکی خیلی خوشم اومد و برش داشتم.

اولین کتاب ترک زبانه که خوندم و از این که واقعا خوشم اومد. هیچ چیزی راجع به معرفی نویسنده توش نیست! به جز این که اولش نوشته:

تقدیم به آتام و آنام

و دو تا جمله:

· هیچ وقت نمی‏توانیم در درونمان نسبت به کسی که درکش می‏کنیم، احساس دشمنی داشته باشیم. اسکار وایلد

· هیج وقت قادر به درک دشمنانمان نخواهیم بود. رشاد جوجه تیغی

داستان در مورد یک مرده که عاشق انتقام گرفتنه. اگر از کسی برنجه و چیزی موجب ناراحتی‏ش بشه مدت‏ها وقت صرف می‏کنه تا یک برنامه‏ی کاملا استراتژیک و پخته شده برای انتقام گرفتن پیدا کنه و زمانی که طرف کلا یادش رفته حسابی غافلگیرش کنه، اون هم به بدترین شکل ممکن!

داستان این جوری شروع می‏شه:

۞انتقام را به صورت سرد شده هم می‏شود خورد

همه‏چیز را، .تمام دانسته‏هایم را برای شما خواهم گفت. کافی است من و خانواده‏ام را حمایت کنید.

من همیشه آرزو داشتم نقاش شوم اما از آنجایی که کشور ما شبیه گورستانی است که استعدادها در آن دفن می‏شون و برای جلوگیری از موفقیت انسان در زمینه‏ای که دوست دارد و می‏تواند موفق شود، سنگی جلوی پای او می‏اندازد، حتی فرصت امتحان خودم هم پیش نیامد. نتوانستم وارد دانشگاه شوم. به طور تصادفی نمره‏هایم با نمره‏های قبولی مدرسه‏ای مطابق شد و با سختی موفق به گرفتن دیپلم شدم. فکر می‏کردم زندگی، دانشجو بودن، از طرفی کار کردن، ازدواج کردن و خلاصه قاطی زندگی شدن است که یک دفعه دیدم در کشمکش زندگی غرق شده‏ام.

ارتباطی که با نقاشی داشتم، مختص چند کاریکاتوری شد که طی دوران دبیرستان کشیده بود. الان که برمی‏گردم و به عقب نگاه می‏کنم، چه می‏بینم؟ اکثر مردم برای تبدیل زندگی به یک کاریکاتور زشت، از انجام هیچ کاری کوتاهی نمی‏کنند، زندگی‏ای که می‏تواند شبیه یک تابلوی با مفهوم باشد.

سلسه این بدبختی‏ها که با یک دعوای لفظی ساده در صف پرداخت فیش تلفن شروع شد. می‏تواند برای شما خنده‏دار باشد اما شاید...

... چه کسی گفته انتقام را اگر به صورت گرم شده بخورید، خوشمزه است؟... آیا آن را به صورت نمک‏سود، آب‏پز، فریز شده،... امتحان کرده‏اید؟ هرکدام دارای طعم خاص و هرکدام به اندازه‏ی کافی سیرکننده است.علاوه بر آن باید به این نکته هم توجه داشته باشید که بعد از یک انتظار طولانی، اشتهای انسان تحریک می‏شود.

فضای کشوری که توصیف شده به شدت شبیه ایرانه:

۞رییس‏جمهورمان طی جلسه‏ای با مد نظر قرار دادن هدفی بزرگ گفته بودند: «بهترین سیستم اجرایی در کشور، دموکراسی پارلمانی است.» نتوانستم از اندیشه به اینکه چقدر ملت خوش‏اقبالی هستیم، خودداری کنم. آیا پشت کشوری که در آن حتی دیکتاتورها به دموکراسی ایمان دارند، زمین می‏خورد؟

من هم خیلی وقت‏ها به این موضوع فکر می‏کنم...

+ صلحی دلک (1)

1) جوجه تیغی

برف و سمفوني ابري

برف و سموفوني ابري

کتاب 113:

برف و سمفونی ابری

پیمان اسماعیلی

مجموعه داستان فارسی

نشر چشمه، چاپ سوم، زمستان 1388

95 صفحه

با خودم قرار گذاشته بودم که تا مدت‏ها کتاب نخرم. آخه سرعت خریدنم از خوندنم بیشتر شده بود و عذاب وجدان داشتم!!! داشتم وبلاگ نشر چشمه رو می‏دیدم، دیدم جایزه گرفته و کوچیک هم هست. برای همین خریدمش.

بیوگرافی نویسنده توش نیست و من هم نگشتم اما ندیده پیداست که نویسنده یه ربطی به کُردها داره! کتاب یه جورایی تو ژانر وحشت به حساب می‏یاد و دقیقا از خصوصیت ترسناک بودن کردها برای همین منظور استفاده کرده. مثل سر بریدن و این حرفها. اکثرا هم داستان‏ها در کردستان یا کرمانشاه اتفاق افتاده‏اند. خوب هم بود. ترسناک بود واقعا...

(فقط بگم که من که خودم نصفم کُرده فکر می‏کنم کردها حد وسط ندارن یا خیلی مهربونن، خیلی! یا اگه پا رو دُمشون بذاری خیلی خشن. شاید سر هم بریدن؛ اما اگه باهاشون روراست باشی همه کاری برات می‏کنن)

کتاب از هفت تا داستان کوتاه تشکیل شده:

· میان حفره‏های خالی

· مرض حیوان

· لحظات یازده‏گانه‏ی سلیمان

· مردگان

· یک هفته خواب کامل

· یک تکه شازده در تاریکی

· گرای پنجاه و پنج درجه

در داستان لحظات یازده‏گانه‏ی سلیمان از سبک خاصی استفاده کرده، داستان از یازده گزارش و یا اعتراف راجع به یک قتل تشکیل شده. مثل یک پازل باید قطعات گم‏شده‏ی داستان رو تو گزارش‏های مختلف پیدا کنید. خوشم اومد.

دو داستان آخر: یک تکه شازده در تاریکی و گرای پنجاه و پنج درجه یه جورایی انتزاعی بودن و من خیلی سر در نمی‏یارم از این جور داستان‏ها.

در کل کتاب خوبی بود. کوتاه هم هست. اگه خوشتون نیاد خیلی چیزی رو از دست نمی‏دید.

از داستان لحظات یازده‏گانه‏ی سلیمان

۞جناب سرهنگ مهدی نراقی

ریاست محترم دایره‏ی پنجم جنایی تهران بزرگ

با سلام

احتراما، بنا به دستور سعی شده است مدارک اصلی مرتبط با قتل مرحوم کامران سهیلی به طور منظم و در پوشه‏ی پیوست به حضور ارسال گردد. پیرو دستور شفاهی آن جناب در ارتباط با بررسی دقیق گفته‏های صارم کیافر –مدرک پنجم- و موارد مشاهده شده توسط تیم جست و جو –مدرک هشتم- به اطلاع می‏رساند که در بعضی از گزارش‏ها به وجود تخته های چوب در آن ارتفاع از منطقه‏ی تخت سلیمان اشاره شده، ولی درباره‏ی فرد یا افرادی که تخته‏های چوب را به آن منطقه انتقال داده‏اند اطلاع دقیقی در دست نیست. جهت روشن شدن موضوع، در مدرک نهم بخشی از یک گزارش تاریخی آورده شده که به وجود تخته در منطقه‏ی قله‏ی تخت سلیمان اشاره دارد. از این رو با در نظر گرفتن این حقیقت که رازان علایی از این تخته‏ها برای برپایی آتش استفاده نکرده –مدرک هشتم- هنوز معلوم نیست که ادعای آقای صارم کیافر مبنی بر مشاهده‏ی آتش در آن منطقه بر چه پایه استوار است.

با تشکر

حسین کرمی

بیستم اردیبهشت ماه هزار و سیصد و هشتاد و شش

دو داستانش به کوهنوردی مربوط می‏شد كه دو تا کلمه جدید یاد گرفتم، اما نمي دونم يعني چي. كسي هست كمك كنه؟

بیواک:

یومار:

با تشكر از آقا يا خانوم اسلامي: یومار یه ابزاره برای صعود به وسیله طناب. با دست میگیری، روی طناب میلغزونی بالا بعد گیر میکنه پایین نمیاد بعد همینجور میری بالا. البته نوع پاییش هم هست.
بیواک یعنی شب موندن توی کوه به صورت کاملا یه هویی. یعنی از قبل برای شب موندن برنامه نداشتی ولی یه جوری شده که نمیتونی برگردی و باید با حداقل امکانات مثلا یه کیسه خواب معمولی شب رو صبح کنی.

+ پیمان اسماعیلی (1)

1) برف و سمفونی ابری


علت نبودنم اين همه مدت بسته شدن هر چي سايته كه مي شد عكس آپلود كرد!