تبليغاتX
قصه های من و کتابام

كي بود رفت زير ميز؟

 

 

 

کتاب 80:

کی بود رفت زیر میز؟

منوچهر احترامی

داستان کوتاه طنز، ۴۵ صفحه

نشر گل آقا، چاپ دوم، 1387

 

 

 

 

 

خب این هم اولین ره‏آورد نمایشگاه کتاب امسال. البته بگم که من همین دیروز رفتم نمایشگاه و رفته بودم که غرفه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان رو ببینم و یاد قدیما کنم که به دلیل ازدحام حتی یه قفسه‏ش هم نتونستم ببینم. نتیجتا به دو سه تا انتشارات معروف (نشر شهر[*]، چشمه، مرکز، ثالث، قطره، گل‏آقا و علم) سر زدم و 7- 8-10 تایی کتاب خریدم و دمم رو گذاشتم رو کولم و عطای نمایشگاه رو به لقایش بخشیدم و کتاب خریدن رو گذاشتم واسه همون پرسه‏های انقلاب.

توضیح خاصی برای این کتاب ندارم. همش از معرفی اولش معلومه و مخصوص گروه سنی ب و ج هستش. داستان شیطنت‏های یه سری پسر بچه دبستانی توی مدرسه‏ست.

تصویرگریش خیلی خوبه و کار آقای سلمان طاهری است. کمتر تصویرگر ایرانی دیدم که این قدر کارش خوب باشه.

 

۞قورباغه در کلاس

 

۞قورباغه توی کلاس ورجه ورجه می‏کرد.

آقای افتخاری گفت:«قاسم! این قورباغه را از کلاس بینداز بیرون.»

قاسم گفت: «آقا اجازه؟ ما از قورباغه می‏ترسیم.»

آقای افتخاری گفت: « ساسان! تو این قورباغه را بینداز بیرون.»

ساسان گفت: «آقا اجازه؟ ما هم می‏ترسیم.»

آقای افتخاری گفت: «بچه‏ها! کی از قورباغه نمی‏ترسد؟»

من گفتم: «آقا اجازه؟ ما نمی‏ترسیم.»

آقای افتخاری گفت: «کیف و کتابت را بردار و زود از کلاس برو بیرون.»

گمان می‏کنم که محمود مرا لو داده باشد؛ وگرنه آقای افتخاری از کجا می‏دانست که من قورباغه را به کلاس آوردم؟

 

+ منوچهر احترامی (3)

1)      حسنی نگو یه دسته گل

2)      دزده و مرغ فلفلی

3)      کی بود رفت زیر میز؟



[*]  نشر شهر همونيه كه كتاب‏هاي مترو چاپ مي‏كنه. يه سري بهش زدم و شماره‏هايي كه نداشتم خريدم. سعي مي‏كنم از اين به بعد هر هفته از يه كتاب مترو هم بنويسم.

 

+ نوشته شده توسط روناك در شنبه 26 اردیبهشت1388 و ساعت 7:2 |

 

کتاب 72:

دزده و مرغ فلفلي

منوچهر احترامی

 

 

 

داشتم وب گردي مي‏كردم يكي از دوستان مطلبي راجع به منوچهر احترامي و كتاباش نوشته بود. اشاره‏اي هم به كتاب دزده و مرغ فلفلي كرده بود. يهو حس ناسيوناليستيم گل كرد و ياد يه جايي از اين شعر طولاني افتادم كه در مورد وطن خودم بود و وقتي مي‏خوندم چه كيفي مي‏كردم:

 

۞   از اونجا رفت به شاهرود      آب و هواش چه خوب بود

 

يه نكته جالب ديگه هم اين كه يكي از دوستام تو دوره دانشگاهي هميشه به شاهرود مي‏گفت شلمرود!

 

+ نوشته شده توسط روناك در یکشنبه 27 بهمن1387 و ساعت 8:9 |

 

کتاب 71:

حسنی نگو یه دسته گل

منوچهر احترامی

 

 به یاد منوچهر احترامی که دار فانی رو وداع گفت  و همه کودکان ایرانی را از شعرهای قشنگش محروم کرد. (هر چند نمی‏دونم هنوز هم برای کودک می‏سرود یا نه)

یادش گرامی و خاطرش زنده باد!

من تمام کتاباش رو بچگی داشتم و همش رو از بر بودم و هنوز هم هستم. به نظرم تنها کسانی که الان در زمینه شعر کودک تا حدودی در حد و اندازه‏های منوچهر احترامی هستن، آقای ناصر کشاورز و خانم شکوه قاسم‏نیا رو می‏شه اسم برد.

 

۞   کره الاغه کدخدا

یورتمه می‏رفت تو کوچه‏ها

الاغه چرا یورتمه میری؟

دارم میرم بار بیارم

دیرم شده عجله دارم!

الاغ خوب و نازنین

سر در هوا، سم بر زمین

یالت بلند و پر مو

دمت مثال جارو

یه کمی به من سواری می‏دی؟

نه که نمی‏دم!

چرا نمی‏دی؟

واسه این که من تمیزم

پیش همه عزیزم

اما تو چی موی بلند روی سیاه ناخن دراز، واه و واه و واه!

                                

 

 درباره منوچهر احترامی

                                            +  از سایت آفتاب

                                            + از وبلاگ یک دوست

 

+ نوشته شده توسط روناك در چهارشنبه 23 بهمن1387 و ساعت 21:39 |