کتاب68:
تنهایی پر هیاهو
بهومیل هرابال
پرویز دوائی
کتاب روشن، چاپ پنجم، 1386
یه جورایی من رو یاد صادق هدایت خودمون انداخت. آخه همش تو ذهن نویسندهس و درگیریهایی که خودش با خودش داره. دقیقا یعنی تنهایی پرهیاهو.
کتاب از هشت فصل تشکیل شده که 5تاش تقریبا این جور شروع میشه:
۞«سی و پنج سال است که در کار کاغد باطله هستم و این قصه عاشقانه من است. سی و پنج سال است که دارم کتاب و کاغذ باطله خمیر میکنم ...».
تقریبا آخرهای کتاب "هانتا" شخصیت اصلی داستان اعتراف میکنه که:
۞... با خود عهد کرده بودم که زندگیام را وقف بستهبندی کاغذ باطله بکنم، کاری که کتابهای خوب را در دسترسم میگذاشت.
این هم بخشهایی از کتاب:
۞شبهایی هست که به نظرم میرسد کتابها به خاطر آنکه روزی صدها موش بیگناه را له و لورده میکنم، علیه من دست به یکی کردهاند و میخواهند به انتقام، با من تسویه حساب کنند. عمل خلاف بیمجازات نمیماند و تجاوزهای ما مدام روحمان را میآزارد.
۞کولیها را دوست دارم، چون که موقع کار همیشه زن و بچههایشان در همان محل کار دور و برشان هستند و هر وقت که یکی دلش برای بچهاش تنگ میشود و شوق بچه به دلش میافتد، زنی کولی دامن به کمر میزند و کلنگ را از مرد میگیرد و مرد بچهاش را بر زانو مینشاند و بالا و پایین میکند و انگار که بازی با بچهاش قوت و قدرت او را تجدید میکند، نه قدرت بازو، قوت جانش را.
۞... میدیدم که دستگاه دارد کل موجودی نسخههای چاپ شده یک کتاب را در طبله میریزد و میکوبد و بستهبندی میکند، از پشت دیوارهای شیشهای کامیونها را میدیدم که از راه میرسند، لبالب انباشته از بار جعبههای مملو از کتاب، همه نسخههای چاپ شدهی یک کتاب* که مستقیم بر آسیاب خمیر درست کنی سرازیر میشود، پیش از آنکه با چشم و مغز و قلب آدمی تماس حاصل کند.
*:احتمالا اشاره به کتابهای ممنوع و محکوم دارد، کتابهایی که پس از چاپ، پخششان قدغن شده. کتاب جوانه هرابال از جملهی همین کتابها بود.




