کتاب 88:
یک زن بدبخت
ریچارد براتیگان
حسین نوش آذر
داستانهای آمریکایی قرن بیستم
انتشارات مروارید، چاپ اول، 1388
135 صفحه
پشت جلد:
۞"یک زن بدبخت" آخرین کتابی است که ریچارد براتیگان دو سال پیش از مرگش به پایان رساند.
براتیگان این سفرنامه داستانی را براساس تجربههای زندگی روزانهاش نوشته است. این کتاب داستانی پرکشش است که مانند دیگر آثار براتیگان، انسان آن را یکنفس و با لذت میخواند و از طنزپردازی نویسنده شگفتزده میشود. نویسنده در این کتاب با لحن گپ و گفتی دوستانه خوانندگان را در زندگی روزانهی خود دخالت میدهد، اما فقط تا آن حد که مایل است و صلاح میداند.
با جمله آخر پشت جلد (که از یادداشت مترجم گرفته شده) کاملا موافقم. حرصت رو در مییاره. در آستانه 47 سالگی یه سفر رو شروع میکنه، تو سفرنامهش یه چیزایی رو میگه و بعد تا آخر داستان رو میخونی که بفهمی ماجرا چی بوده و آخرش هم نمیفهمی ...
سفرنامه از 30 ژانویه 1982 در برکلی شروع میشه و 28 جون 1982 (یادم نیست کدوم شهر، فقط میدونم تو خونهش) به پایان میرسد.
به نظر من برای لذت بردن از این کتاب باید عاشق براتیگان بود کما این که من هستم. وگرنه خوندن این کتاب که یکسری خاطرات تیکه پارهست از سفر طولانی براتیگان، خیلی توصیه نمیشود. مخصوصا اگه برای اولین بار میخواین براتیگانخونی رو شروع کنین لطفا با این کتاب نباشه.
۞پیش از این وقتی میخواستم به جایی سفر کنم، همیشه زنی بود که چمدانم را ببندد. زنها خیلی خوب چمدان میبندند. هیچ زنی شش دست شلوار و دو دست پیرهن توی یک چمدان مسافر نمیگذارد.
۞سالهای آخر چهل تا پنجاهسالگی بهترین سن است. چون آدم با خودش صلح میکند و وارد یک دوره آرامش میشود. منظور من از آرامش نوعی کنش واقعگرایانه نسبت به وقایعی بود که میبایست منجر بشود به آرامش و خونسردی بیشتر در برابر سرخوردگیها و جنگ و جدالهایی که در زندگیام اتفاق بود و در وهلهی نخست خودم در آن دخیل بودم.
+ ریچارد برایتگان (4)
1) در رویای بابل
2) در قند هندوانه
3) پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد
4) یک زن بدبخت






