
کتاب 54:
لیلی و مایاکوفسکی
نویسنده و گردآورنده: بنگت یانگفلت Bengt Jangfeldt
ترجمهی: علی شفیعی
نشر چشمه، چاپ اول پاییز 1384
من هنوز دارم سعی میکنم که این کتاب رو هضم کنم! تازه فکر میکردم خیلی روشنفکرم!!!!
شروع کتاب:
۞رابطهی بین ولادیمیر مایاکوفسکی و لیلی بریک یکی از درامهای بزرگ عاشقانه ادبیات جهانی به شمار میرود و این موضوع همیشه چه برای محققان جدی و چه هوچیگران از جذابیت خاصی برخوردار بوده است. برای عدهای این رابطه نمونه برجستهای از فساد و بیبندوباری بورژوازی است و عدهای دیگر از آن به عنوان تجربه جدیدی از همزیستی یاد میکنند، تلاشی شجاعانه برای به وجود آوردن رابطه جدیدی از دوستی و عشق.
کتاب از دو بخش تشکیل شده. از ابتدا تا صفحه 65 نویسنده با استفاده از نامهها و تلگرافهای گردآوری شده و آشناییاش با لیلی بریک در آخرین سالهای زندگی لیلی (1978-1972)، 15 سال از زندگی لیلی را که به همراه مایاکوفسکی بوده به تصویر میکشد. بعد از این آشنایی اولیه تا صفحه 160 فقط متن نامههاست که میخونی. از لیلی به مایاکوفسکی، از مایاکوفسکی به لیلی، از لیلی به اوسیپ و مایا کوفسکی. آخر کتاب هم چند تا عکس از این آدمها هست. لیلی، مایاکوفسکی، اوسیپ حتی بنگت یانگفلت!
ترجیح میدم بیشتر از این توضیح ندم. چون خیلی هیجانانگیزه. تو اون سالها این نوع عشق و زندگی!!!
مدل قربون صدقه رفتنشون تو نامهها برام خیلی جالب بود:
از نامه لیلی به مایاکوفسکی:
۞ هرشب دماغت را درسته میبوسم! البته آبش را نمیچشم ها! دلم برنمیدارد! خلاصه این که تو باید از من راضی باشی.
۞سخت در آغوشت میگیرم و پوزه تولهی خودم را میبوسم. لیلیای تو.
از نامه مایاکوفسکی به لیلی:
۞آخرین تلگراف تو هم چندان لحن دوستانهای نداشت – نه از « دوستت دارم» نه از «مال تو» و نه «پیشی» در آن خبری نبود.
۞تو را هزار بار میبوسم و اوسیپ را هشتصد بار. توله.*
*: مایاکوفسکی، لیلی را «پیشی» صدا میزد و لیلی، مایاکوفسکی را «توله».
پ.ن: نمیفهمم چرا نشر چشمه تو این کتاب این همه غلط املایی داشته! مثلا تو صفحه 26 نوشته پطروگراد و صفحه روبروش یعنی 27 نوشته پتروگراد! امیدوارم برای چاپ بعدی دوباره ویراستاری بشه.
لغت جدید
فوتوريست: فوتوریستها نگاهی طغیان گر به تاریخ و مظاهر تمدن داشتند و در بیانیههای خویش به نابودی آنها رای میدادند و از مظاهر مدرن بشریت ستایش میکردند , آنها خواهان نابودی موزهها , کتابخانهها و چیزهای از این قبیل که نمادهای قدیم و تمدنهای پیشین را در خویش نگهداری میکردند , بودند و به همین خاطر جنبش فورتوریسم یکی از ریشههای پیدایش فاشیسم در ایتالیا شد .
ادامه مطلب



