کتاب 53:
کی ما را داد به باخت؟
فرهاد کشوری، 1328
انتشارات نیلوفر، چاپ اول زمستان 84
کتاب این طور شروع می شه:
۞کی ما را داد به باخت. کی ما را فروخت به یک پول سیاه. تو را به سلطان ابراهیم کی بوده؟
اینها هم از لابلای صفحات کتابه:
۞با خودم گفتم: […] بیغیرتمون کردن و مادرمون را هم دادن به باد و گفتن حالا بفرما برو دز، تا قدر خان را بدونی که این خان عادل برای سرافرازی ما بختیاریها اومده. اما چه بکنه که ما کوریم و نمک نشناس.
۞صدای خرس شنیدیم. رفتیم جلو دز. خرس پایین پای ما بود. خرس گرمسیر بود. اگر یک خرس ماده میبردم به غاری و ته پاهام را با زبون میلیسید، زخم میکرد و نمیگذاشت فرار کنم بهتر از این سوراخ بود. *
نمیدونم از این متنها چقدر مشخصه که کتاب یه متن خاص با لهجهی عشایری داره. اولش سخته خوندنش اما زود عادت میکنی و زودتر از اون کتاب تموم میشه آخه فقط 95 صفحه داره.
تجربهی خوبی بود. کلی هم کلمه اصیل ایرانی یا یادآوری شد یا یاد گرفتم.**
مثل:
پیشتاب: آلتی آتشین و کوچک، رولور لولهبلند، تپانچه
*: راستی من شنیده بودم خرسها فقط کف پای دخترها رو میلیسن؟؟!![]()
**یکی دیگه از دیوونهبازیهای من اینه که عاشق فرهنگ لغتم. عاشق این که تو کتابا لغت جدید ببینم و به هوای پیدا کردنش برم ساعتها با فرهنگ لغت سرگرم بشم. البته Dictionary هم همینطور!
پ.ن.1: بالاخره یه روزی دهخدا میخرم. از CD خوشم نمییاد. کتابش رو میخوام.




