کتاب 93:
بیوتن
رضا امیرخانی
داستانهای فارسی
نشر علم، چاپ ششم، 1387
480 صفحه
هیچ وقت یادم نمیره دوران راهنمایی که وقتی مجله استعدادهای درخشان میاومد مدرسه، یه ضمیمه داشت به اسم روایت، من همیشه منتظر بودم تا قسمت بعدی ارمیا رو توی روایت بخونم. نمیدونم چی شد که یهو نه روایت موند، نه ارمیا! ارمیا نصفه کاره موند تو ذهن من و همهی بچههای همدورهی من.
دانشگاه میرفتم که ارمیا رو که حالا کتاب شده بود، کامل خوندم. بعد از اون هم، من او!
به نظرم رضا امیرخانی استاد نویسندگیه. هم در ارمیا خیلی خوب بود و هم در من او. و البته استاد خراب کردن پایان داستان. به نظرم استاد اینه که بدترین پایان رو برای داستانهاش خلق کنه. دقیقا نمیدونم چند سال از من بزرگتره، شاید 7-8 سال. اما از اون جایی که یه سمپاد*ی بوده، حس یه همکلاسی کوچکتر رو نسبت بهش دارم. واقعا به نظرم نابغهست و این که میگم پایان داستانهاش خوب نیست، در واقع ناشی از عقاید مذهبی سفت و سختشه که خب با عقاید من متفاوته.
و اما در مورد بیوتن! شخصیت اصلی داستان همون ارمیاست. امیرخانی که به نظر من به بدترین شکل ممکن ارمیا رو در آخر داستان کشته بود، ظاهرا انقدر به ارمیا علاقه داره که از اون دنیا برش گردونده و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده. فقط زمان به اندازه 20 سالی جلو رفته و مکان به اندازه نصف کره زمین جابجا شده. ارمیای سال 68 که تو جبهه و جنگ بود، حالا در سالهای اخیر رفته به سرزمین فرصتها، یونایتد استیت و داستان از فرودگاه جی. اف. کی. نیویورک شروع میشه.
این کتاب قطعا بیشتر از یک پست زمان لازم داره. در قسمت اول بخشی از کتاب رو میارم که راجع به اسم کتاب توضیح میده. امیرخانی بسیار زیبا در این کتاب با کلمات در سه زبان فارسی، انگلیسی و عربی بازی کرده است. اسم کتاب یه نمونهی کوچیکشه.
امیدوارم نویسنده از این که وبلاگم ماه رمضون رو با کتابش شروع میکنه راضی باشه ;)
*: سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان
۞راستی حالا که دوباره نامهام را میخواندم، یادم آمد که تای وطن، دسته دارد، اما من بدون دسته نوشتمش. البته شاید هم وتن من دسته نداشته باشد تا من نتوانم بگیرمش... برای همین درستش نکردم! دسته مال گرفتن با دست است. وتن من دسته ندارد، باید با همهی تن آن را هاگ[1] کرد، بغلش کرد ...
گلهای ندارم؛ از هیچکس... الان همهی نگرانیام این است که چسب ناخنهای مصنوعیم شل نشود و شب باز نشود سر دنس فلور[2]. چسبی که به ناخنم میزنم، بوی زهم ماهی میدهد. فکر میکنم همینها ناخنهایم را خراب کردهاند. ناخنهایم به سفیدی میزند. رفتم دکتر میگوید، بیوتن[3] بدنت کم شده است. میگوید به خاطر چسب ناخن مصنوعی است. میگوید باید سویا و کلم بیشتر بخورم ... میگوید ...
+ رضا امیرخانی (1)
1) بیوتن
[1] Hug
[2] Dance floor
[3] Biotin








