تبليغاتX
قصه های من و کتابام

كتاب ۲:

"طاعون" نوشته "آلبر کامو" ترجمه " رضا سيد حسيني"

 

به نظرم شبيه کوري ژوزه ساراماگو بود. شايد اگر اول طاعون روخونده بودم بعد کوري, از طاعون بيشتر خوشم اومده بود, اما الان کوري رو بيشتر دوست دارم.

يه جاي داستان سه تا از شخصيت هاي داستان در حال صحبت کردن در مورد ميزان مرگ و مير ناشي از طاعون در شهر هستند که يکي از اونها که دکتره, مي‏گه تا حالا از هر سه نفر، يکي به خاطر طاعون مرده , شانس زنده موندن ما ...

 

{  دکتر شما هم مي‏دانيد که اين تخمين‏ها مفهوم ندارد. صد سال پيش يک اپيدمي طاعون تمام سکنه يکي از شهرهاي ايران راکشت بجز مرده‏شوي را که لحظه‏اي از کارش دست برنداشته بود.
+ نوشته شده توسط روناك در شنبه 31 شهریور1386 و ساعت 7:13 |

امروز صبح كه داشتم با سرويس ميومدم سر كار، طبق معمول امير آقا (راننده سرويس) راديو  رو روشن كرده بود. مجري داشت يه جمله هايي در مورد كتاب مي گفت، يكيش اين بود:

 

" بعضي كتاب ها رو بايد چشيد، بعضي كتاب ها رو بايد بلعيد، بعضي كتاب ها رو هم بايد جويد و قورت داد."

اما به نظر من

" بعضي كتاب ها رو هم بايد مزه مزه كرد"

 

+ نوشته شده توسط روناك در دوشنبه 26 شهریور1386 و ساعت 10:1 |

كتاب ۱:

"شهر و خانه" نوشته‏ي "ناتاليا گينزبورگ" ترجمه‏ي "محسن ابراهيمي"

 

ارديبهشت 82 بود که اين کتاب رو خوندم, از اين کتاب‏هاست که مدل نامه‏نگاريه, يه عالمه آدمند که براي هم نامه مي‏نويسند, کتاب خوبي بود.

راستی در مورد نويسنده‏اش هم بگم كه يه خانوم ايتاليايي است.

 

{   عجيب است که گاهي آدم چيزهايي را بر خود حرام مي‏کند که شايد به شدت آرزويش را دارد, و کاملا حلال, عادي و طبيعي‏اند.

{   اولين احساسات گاهي محو ناشدني هستند.

 

http://mandegar.info/1385/Mehr/f-biniaz.asp

+ نوشته شده توسط روناك در شنبه 24 شهریور1386 و ساعت 6:47 |

سلام، Hello 

من مي خوام اينجا از كتاب هايي كه خوندم براتون بگم، يعني كتاب رو معرفي كنم، چند تا جمله ي قشنگش رو براتون بنويسم و نظر كلي خودم رو درباره اش بدم. يه جورايي معرفيه كتابه. به اميد اين كه شما هم از تجربه من استفاده كنيد و اونايي كه دوست دارين رو خودتون هم تجربه كنيد. Bounce 

راستي از اين به بعد هر پست به اسم يه كتاب خواهد بود، يه جورايي مثل سريال كتابفروشي هدهد كه هر قسمتش اسم يه كتاب بود. Wink 

+ نوشته شده توسط روناك در دوشنبه 19 شهریور1386 و ساعت 8:8 |